عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۳۵
تهیونگ تند تر مین جی را روی صندلی پشت اش نشاند دخترک همانند با حالت گیجی بهش خیره شد
تهیونگ: این چه حرفیه معلومه که مهمه چرا اینجوری میگی تو
مین جی با صدا بغض آلود گفت : ساکت شو .... اگه مهم بودم برات .. به حرفام گوش میدادی ..
تهیونگ بازم شرمنده نگاهش کرد و تند گفت : خوب .. دست خودم نیست چرا نمیفهمی به دو نفر ازدواج کردی
مین جی اخم کرد و آروم گفت : هر با دو نفر هر دو اونا بچه نمیخوان
تهیونگ عمیق نگاهش کرد ولی امروز روز حرف زدن نبود حتعقل یک امروز .. دست زریف مین جی که حلقه ازدواج و انگشت یاقوت در انگشت اش بود را از روی پا او برداشت و در دست خودش سفت گرفت .. خم شد و محکم پشت دستش را بوسید و سکوت کرد .. مین جی سعی نکرد دستش را از دست تو بیرون بکشد تنها عمیق نگاهش کرد و این از قهر بودنش کم نمیکرد
پارت ۲۳۵
تهیونگ تند تر مین جی را روی صندلی پشت اش نشاند دخترک همانند با حالت گیجی بهش خیره شد
تهیونگ: این چه حرفیه معلومه که مهمه چرا اینجوری میگی تو
مین جی با صدا بغض آلود گفت : ساکت شو .... اگه مهم بودم برات .. به حرفام گوش میدادی ..
تهیونگ بازم شرمنده نگاهش کرد و تند گفت : خوب .. دست خودم نیست چرا نمیفهمی به دو نفر ازدواج کردی
مین جی اخم کرد و آروم گفت : هر با دو نفر هر دو اونا بچه نمیخوان
تهیونگ عمیق نگاهش کرد ولی امروز روز حرف زدن نبود حتعقل یک امروز .. دست زریف مین جی که حلقه ازدواج و انگشت یاقوت در انگشت اش بود را از روی پا او برداشت و در دست خودش سفت گرفت .. خم شد و محکم پشت دستش را بوسید و سکوت کرد .. مین جی سعی نکرد دستش را از دست تو بیرون بکشد تنها عمیق نگاهش کرد و این از قهر بودنش کم نمیکرد
- ۷.۳k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط