{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اخ یادش بخیر خونه.پدربزرگم بااوشمعدونیها که لب حوض چید ه

اخ یادش بخیر خونه.پدربزرگم بااوشمعدونیها که لب حوض چید ه بودوبعد ازظهرها با اب پاشی که داشتبا قطرههای اب طراوت به انها می داد ومن می نشستم ونگاه می کردم افسوس که زود گذشت
دیدگاه ها (۳)

در وجودم جاری باش... که نبودنت را هیچ چیز و هیچ کس پر نخواهد...

ﻫﻤـﻪ ﺍﺧﻄـﺎﺭ ﻫـﺎ " ﺯَﻧــﮓ " ﻧﺪﺍﺭﻧـــﺪ ﮔـﺎﻫـﯽ " ﺳــﮑﻮتـــ " ﺁﺧ...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

《تکپارتی》......بارون اروم اروم میبارید. ا.ت از صبح زود بیدار...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

پارت ۶توی یه جا خونده بودم که آشتی کردن با تهیونگ خیلی سخته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط