{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم از دست خودش سیر که شد میمیرد

آدم از دست خودش سیر که شد میمیرد
مثل یک شیر به زنجیر که شد میمیرد

زندگی هرنفسش نقش جدیدی دارد
آدمی بی کس و دلگیر که شد میمیرد

موج دریای وجود تو چه‌ زیبا شده است
سهم دل موج نفس گیر که شد میمیرد

کوچه باغ دل عاشق شده چون فصل بهار
وقت دیدار کمی دیر که شد میمیرد

غزلم مثل غزالی است که تنها مانده
نفس گرم غزل پیر که شد میمیرد

ساقی اینجا شده تنها و غریب دل خود
تن اسیر غم شبگیر که شد میمیرد


الی
دیدگاه ها (۱۶)

سلام دوستانیک دقیقه سکوت..... بخاطر خجالت کشیدن مردی که درام...

. " خدایا " من دلم قرصه!! ک...

خواب بودم گونه ام را مار زد !پشت پلکم عنکبوتی تار زد !خواب د...

شاید عجیب باشد!دیدن مردی کههر روز می آید کافه....به یاد دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط