{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرزوکردی که یه روزی عاشقت عاقل باشه

آرزوکردی که یه روزی عاشقت عاقل باشه
تمام ماجرای من سه واژه شد،برای توسه واژه جدا جدا جدا من و شب و هوای تو
سکوت دردناک است،همه چیزشکل می گیره
درزندگی مالحظهایی است که تنهاکاره ما بایدانتظارکشیدن باشد
دوستت دارم هاروباورمیکنم مانندامضای پای نامه ات که میگوئی ،خونه است......
دیدگاه ها (۱)

دیگه حالِ عاشقی ندارم...نه اینکه دلم سنگ شده باشه،فقط اون‌قد...

عشق مافیا:))پارت اول: روزی آفتابی دختری به نام ات در راه برگ...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح روز بعد تصمیممو گرفتم.دیگه نمی‌خواستم را...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁸رو کرد سمت یونگی و گلوشو صاف کر...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

dark life = 26

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

پارت¹⁰که یهو ات از جاش بلند شدات: من میرم توی اتاقم کار دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط