.
.
تا كي قلمم را
روی كاغذ
بيهوده بچرخانم
كه صدايت نزنم
چقدر پرده بر پنجره ها بكشم
مبادا دلم را بلرزاند اين پاييز
چقدر درزهاي ذهنم را ببندم
تا هيچ روزنه ای نباشد به سمتت
با اينكه خوب مي دانم
اسبي كه شيهه اش را قورت مي دهد
خواهد مرد...
.
بهار_قهرمانی
تا كي قلمم را
روی كاغذ
بيهوده بچرخانم
كه صدايت نزنم
چقدر پرده بر پنجره ها بكشم
مبادا دلم را بلرزاند اين پاييز
چقدر درزهاي ذهنم را ببندم
تا هيچ روزنه ای نباشد به سمتت
با اينكه خوب مي دانم
اسبي كه شيهه اش را قورت مي دهد
خواهد مرد...
.
بهار_قهرمانی
- ۱۰۹
- ۲۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط