{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ بارها طعم بیخیالی را چشیده ام

‍ بارها طعم بیخیالی را چشیده ام
خیلی روزها
با مشقت زیاد
تا انتهای روز با آن رفته ام
واژه ها، شعرها
و انچه به ذهنم آمده را
لای دفتر شعرم پنهان کرده ام
ولی
به تو که میرسم
همه چیز عوض می شود
واژه ها
دست وپای خود را گم می کنند
بدون اجازه از تو می گویند
بدون اجازه عاشق می شوند
بدون اجازه ی من
تا انتهای احساس می روند
دیدگاه ها (۲)

🌹 ‍دوستت دارم اگر عقل حسادت نکندیا که در کارِ دلم باز دخالت ...

🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 ‍میون تموم نداشتن هام... دوست دارم💖 شانس...

🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 ‍ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣ...

بخند؛حتی بدون منمبادا تلخی قهوه اترویت اثر بگذارد!باران بیای...

Part ²³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)صبح که...

part28

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط