بارها طعم بیخیالی را چشیده ام
بارها طعم بیخیالی را چشیده ام
خیلی روزها
با مشقت زیاد
تا انتهای روز با آن رفته ام
واژه ها، شعرها
و انچه به ذهنم آمده را
لای دفتر شعرم پنهان کرده ام
ولی
به تو که میرسم
همه چیز عوض می شود
واژه ها
دست وپای خود را گم می کنند
بدون اجازه از تو می گویند
بدون اجازه عاشق می شوند
بدون اجازه ی من
تا انتهای احساس می روند
خیلی روزها
با مشقت زیاد
تا انتهای روز با آن رفته ام
واژه ها، شعرها
و انچه به ذهنم آمده را
لای دفتر شعرم پنهان کرده ام
ولی
به تو که میرسم
همه چیز عوض می شود
واژه ها
دست وپای خود را گم می کنند
بدون اجازه از تو می گویند
بدون اجازه عاشق می شوند
بدون اجازه ی من
تا انتهای احساس می روند
- ۵۲۱
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط