{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ته اتوبوس،آن صندلی آخر،کنار شیشه

ته اتوبوس،آن صندلی آخر،کنار شیشه
بهترین جای دنیاست
برای آنکه مچاله شوی در خودت
سرت را بچسبانی به شیشه و
زل بزنی به یک جای دور
و فکر کنی به چیز هایی که دوست داری...
و فکر کنی به خاطراتی که آزارت میدهند...
و گاهی چشمهایت خیس شود،از حضور پررنگ
یک خیال
و یادت برود مقصدت کجاست
و دلت بخواهد که دنیا به اندازه ی همین گوشه ی
اتوبوس
کوچک شود...و دنج و تنها....
شیشه بخار بگیرد و
تو با انگشت بنویسی آینده و تو دلت بگیرد از تصورش
و دیگر چشمهایت را ببندید
و تا آخرین ایستگاه و با خودت گریه کنی
دیدگاه ها (۱)

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 51( بچه ها خواستم بگ...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

پروانه جان

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 2ویو ات:بقیه‌ی مسیر خیلی زود گذشت. م...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏ویو تهیونگساعت نزدیک دو نصف شب بود.خیاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط