{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی سوار بر اسب به سرعت میتاخت

مردی سوار بر اسب به سرعت میتاخت،
شخصی کنار جاده پرسید:کجا میروی؟
گفت:نمیدانم از اسب بپرس؟!
این داستان زندگی خیلی از مردمست،
سوار بر اسب عادتهایشان میتازند،
بدون اینکه بدانند کجا میروند!!!
دیدگاه ها (۲)

دوستی،درس بهم تافتن عاطفه هاستدوستی،رج به رج حذف همه فاصله ه...

خوشـبختی گاهینیوفتادن اتفاق های بدترهخوشبختی داشتن یک خانواد...

زندگی یعنی دیدنلبخند عزیزانیکه دوستشان داریمزندگی یعنیشادیها...

یکی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن بخور و دعایم کن.بهلول ب...

" The Rift Between Us "part"⁵ ,, زوئی ,,نسیم خنکی می‌وزید ...

رمان نابودی پارت ۱

Part 7 )Who would have thought I would fall in love with the...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط