قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ³⁴
{ ویو ا.ت }
دلم برای این غیرتش بد جوری ضعف رفت....
بیخیال به واکنشم دوباره به راهش ادامه داد....رسیدیم به جایی که چند نفر داشتن قمار میکردن !!
جیمین سمت میزی رفت که یه مرد حدودا ³⁰ یا ⁴⁰ ساله پشتش بود و روی مبل لش کرده بود و فقط یکی از دکمه های پیرهنشو بسته بود....
لیوان شراب توی دستشو تکون میداد و بهش نگاه میکرد....حالم ازش بهم خورد !!
چند تا بادیگاردم دور و برش ایستاده بودن....
بدون نگاه کردن بهمون گفت....
_ چخبر رفیق قدیمی ؟!
چه عجب شما رو دیدیم !!
اخ اخ صداشم حتی چندش آور بود....
جیمین که هر لحظه اخماش بیشتر میرفت تو هم گفت....
+ اینجا چی میخوای گابریل ؟!
_ این طرز رفتار با همکار خودته ؟!
+ همکار ؟!
هه....خنده داره !!
کدوم همکاری به باند خودش خیانت میکنه ؟!
_ گذشته ها گذشته !!
همزمان که به مکالمه شون گوش میدادم گابریل نگاهی بهم انداخت و گفت....
_ میبینم که وقتی نبودم تصمیم گرفتی یکی دیگه رو بدبخت کنی !!
هه....معرفی نمیکنی ؟!
جیمین خواست چیزی بگه که گفتم....
+ حداقل از تو که بدبخت تر نیستم آجوشی !!
(در زبان کره ای به پیرمرد ها آجوشی میگن)
گفت....
_ آجوشی رو باید به دوست پسر جناب عالی گفت که توی انتخاب کردن افتضاحه !!
خواستم جوابشو بدم که جیمین داد زد....
_ کافیه !! (داد)
از اینجا گمشو بیرون دیگه نبینمت !!
کامل نوشیدنیش رو سر کشید و گفت....
_ خیلی خب !!
نیومدم دعوا کنیم ولی بی صبرانه منتظر دیدار بعدیمون هستم !!
خوش بگذره !!
همزمان با این حرفش بلند شد و به همراه بادیگارد هاش از بار خارج شد....
سرم درد میکرد و احساس میکردم دارم بیهوش میشم....گفتم....
+ جیمین بیا بریم خونه !!
_ باشه....
* پرش زمانی *
ساعت ⁴⁰ : ¹⁰ عه بالاخره از اون بار کوفتی برگشتیم خونه....
هنوز سرم درد میکرد....فکر کنم تاثیرات غروریه که آخرش به کشتنم میده !!
یکی نیست بگه چرا باید برای رو کم کنی الکل ⁵⁰ درصد رو سر کشید ؟!
بیخیال الان فقط خواب حالم رو خوب میکنه....پس بریم بخوابیم !!
ادامه دارد....
¹² لایک
{ ویو ا.ت }
دلم برای این غیرتش بد جوری ضعف رفت....
بیخیال به واکنشم دوباره به راهش ادامه داد....رسیدیم به جایی که چند نفر داشتن قمار میکردن !!
جیمین سمت میزی رفت که یه مرد حدودا ³⁰ یا ⁴⁰ ساله پشتش بود و روی مبل لش کرده بود و فقط یکی از دکمه های پیرهنشو بسته بود....
لیوان شراب توی دستشو تکون میداد و بهش نگاه میکرد....حالم ازش بهم خورد !!
چند تا بادیگاردم دور و برش ایستاده بودن....
بدون نگاه کردن بهمون گفت....
_ چخبر رفیق قدیمی ؟!
چه عجب شما رو دیدیم !!
اخ اخ صداشم حتی چندش آور بود....
جیمین که هر لحظه اخماش بیشتر میرفت تو هم گفت....
+ اینجا چی میخوای گابریل ؟!
_ این طرز رفتار با همکار خودته ؟!
+ همکار ؟!
هه....خنده داره !!
کدوم همکاری به باند خودش خیانت میکنه ؟!
_ گذشته ها گذشته !!
همزمان که به مکالمه شون گوش میدادم گابریل نگاهی بهم انداخت و گفت....
_ میبینم که وقتی نبودم تصمیم گرفتی یکی دیگه رو بدبخت کنی !!
هه....معرفی نمیکنی ؟!
جیمین خواست چیزی بگه که گفتم....
+ حداقل از تو که بدبخت تر نیستم آجوشی !!
(در زبان کره ای به پیرمرد ها آجوشی میگن)
گفت....
_ آجوشی رو باید به دوست پسر جناب عالی گفت که توی انتخاب کردن افتضاحه !!
خواستم جوابشو بدم که جیمین داد زد....
_ کافیه !! (داد)
از اینجا گمشو بیرون دیگه نبینمت !!
کامل نوشیدنیش رو سر کشید و گفت....
_ خیلی خب !!
نیومدم دعوا کنیم ولی بی صبرانه منتظر دیدار بعدیمون هستم !!
خوش بگذره !!
همزمان با این حرفش بلند شد و به همراه بادیگارد هاش از بار خارج شد....
سرم درد میکرد و احساس میکردم دارم بیهوش میشم....گفتم....
+ جیمین بیا بریم خونه !!
_ باشه....
* پرش زمانی *
ساعت ⁴⁰ : ¹⁰ عه بالاخره از اون بار کوفتی برگشتیم خونه....
هنوز سرم درد میکرد....فکر کنم تاثیرات غروریه که آخرش به کشتنم میده !!
یکی نیست بگه چرا باید برای رو کم کنی الکل ⁵⁰ درصد رو سر کشید ؟!
بیخیال الان فقط خواب حالم رو خوب میکنه....پس بریم بخوابیم !!
ادامه دارد....
¹² لایک
- ۷.۰k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط