قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ³²
به محض وارد شدنمون تمام نگاها به سمتمون پرتاب شد....
همه ساکت شدن و تهیونگ گفت....
_ ورود پارک جیمین مافیا بزرگ کره به همراه دوست دخترشون رو اعلام میکنم !!
و بعدش کل جمعیت برامون دست زدن....
احساس جالبی داشتم....انگار همه منتظر ورود من بودن !!
صدای غیبت بعضی دخترا به گوشم میخورد و فقط اعتماد بنفسمو بالا میبرد....
بعد از اینکه همه همکارای جیمین باهامون سلام کردن رفتیم و رو یه میز نشستیم....همچنان بوی خفه کننده الکل استشمام میشد !!
با تمسخر به دخترایی که خودشون رو به دوست پسراشون میچسبوندن و اجازه هر کاری بهشون میدادن نگاه میکردم....
ضعیف بودن....خیلی ضعیف !!
تمام مدت جیمین روی صندلیش نشسته بود و گهگداری با بقیه صحبت میکرد....
بعضیا هم میومدن و دستشو میبوسیدن....با این کارشون احساس حسودی یا شایدم غیرت بهم دست میداد !!
جیمین به گارسونی گفت که الکل ⁵⁰ بیاره....
ولی وایسا....من فقط ¹⁷ سالمه !!
و این یعنی یه سال قبل از سن قانونی....
بیخیال بهش خیره شدم و در جواب چشمکی بهم زد....ذوق زده شدم ولی به روی خودم نیاوردم !!
تنها سرم رو آوردم پایین و ریز ریز خندیدم....
کمی بعد گارسون با گذاشتن دو لیوان و پر کردنشون از الکل از میز فاصله گرفت و رفت....جیمین یه لیوان رو سمتم گرفت و گفت....
_ بخور !!
+ من هنوز زیر سن قانونیم !!
لیوان رو به سمت دهنش برد و گفت....
_ اوه چه بد....
فکر میکردم جنبه شو داری !!
و جرئه ای ازش نوشید....
حرصم گرفته بود....اونم با لحنی اینو گفت که لجم بگیره !!
سرمو کج کردم و پر جرعت لیوان دیگری رو برداشتم و یک سره سر کشیدم....
غرور وجودمو گرفته بود و احساس میکردم خیلی خفنم....مگه نیستم ؟!
{ ویو جیمین }
آخی بیچاره....
هنوز برای این کارا کوچولوعه....ولی خب هوس کردم اذیتش کنم !!
بهش گفتم بی جنبه و اونم کاری کرد که انتظارشو نداشتم....
کل لیوان رو سر کشید و احساس غرور بهش دست داده بود....برای بار اول زیاده روی بود !!
ادامه دارد....
¹² لایک
به محض وارد شدنمون تمام نگاها به سمتمون پرتاب شد....
همه ساکت شدن و تهیونگ گفت....
_ ورود پارک جیمین مافیا بزرگ کره به همراه دوست دخترشون رو اعلام میکنم !!
و بعدش کل جمعیت برامون دست زدن....
احساس جالبی داشتم....انگار همه منتظر ورود من بودن !!
صدای غیبت بعضی دخترا به گوشم میخورد و فقط اعتماد بنفسمو بالا میبرد....
بعد از اینکه همه همکارای جیمین باهامون سلام کردن رفتیم و رو یه میز نشستیم....همچنان بوی خفه کننده الکل استشمام میشد !!
با تمسخر به دخترایی که خودشون رو به دوست پسراشون میچسبوندن و اجازه هر کاری بهشون میدادن نگاه میکردم....
ضعیف بودن....خیلی ضعیف !!
تمام مدت جیمین روی صندلیش نشسته بود و گهگداری با بقیه صحبت میکرد....
بعضیا هم میومدن و دستشو میبوسیدن....با این کارشون احساس حسودی یا شایدم غیرت بهم دست میداد !!
جیمین به گارسونی گفت که الکل ⁵⁰ بیاره....
ولی وایسا....من فقط ¹⁷ سالمه !!
و این یعنی یه سال قبل از سن قانونی....
بیخیال بهش خیره شدم و در جواب چشمکی بهم زد....ذوق زده شدم ولی به روی خودم نیاوردم !!
تنها سرم رو آوردم پایین و ریز ریز خندیدم....
کمی بعد گارسون با گذاشتن دو لیوان و پر کردنشون از الکل از میز فاصله گرفت و رفت....جیمین یه لیوان رو سمتم گرفت و گفت....
_ بخور !!
+ من هنوز زیر سن قانونیم !!
لیوان رو به سمت دهنش برد و گفت....
_ اوه چه بد....
فکر میکردم جنبه شو داری !!
و جرئه ای ازش نوشید....
حرصم گرفته بود....اونم با لحنی اینو گفت که لجم بگیره !!
سرمو کج کردم و پر جرعت لیوان دیگری رو برداشتم و یک سره سر کشیدم....
غرور وجودمو گرفته بود و احساس میکردم خیلی خفنم....مگه نیستم ؟!
{ ویو جیمین }
آخی بیچاره....
هنوز برای این کارا کوچولوعه....ولی خب هوس کردم اذیتش کنم !!
بهش گفتم بی جنبه و اونم کاری کرد که انتظارشو نداشتم....
کل لیوان رو سر کشید و احساس غرور بهش دست داده بود....برای بار اول زیاده روی بود !!
ادامه دارد....
¹² لایک
- ۵.۱k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط