{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
وقتی بارداریم و بهشون میگیم ویار کردم به بازوشون اشاره میکنیم و بزار بازوتو گاز بگیرم به خاطر بچت(درخواستی)

نامجون: پوففففف باشه ولی فقد بخاطر بچمممم
ات: مرسیییی (در حال گاز گرفتم بازوی نامجون 😂)

جین: دلت میاد بازوی هندسامت رو گاز بگیری؟؟(با حالت مظلومیت🥺)
ات: آرع
جین: 😐

یونگی: خابه نمیدونه چی میگی فقد میگه باشه 😂

جیهوپ: باشه ولی آروم گاز بگیری هااااا
ات: هوراااا باشه

جیمین: نه
ات: چراااااااا
جیمین: چون گاز گرفتنت درد داره
ات: خب آروم گاز میگیرم
جیمین: پوفف باشه
ات: ییییههههههه

تهیونگ: ات آخه این چ ویاریه؟
ات: همینه ک هست
تهیونگ: باشه باشه فقد قهر نکن
ات: قهرممممم
تهیونگ: نهههههههههه

جانگکوک:باشه عزیزم پس این بازو هارو واسه چی ساختم
ات: واییی میسی
دیدگاه ها (۱)

part 27جونگکوک که از ظهر چیزی نخورده بود حسابی گرسنه شده بود...

چندپارتی تهیونگ

اگه اشتباه نکنم پارت 46 جیمین بین ات و تینا ایستاده بود و با...

Part:28ات:تند تر برونم حالت بد میشه هاتهیونگ:یااا جونگ کوکا ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۸ویو فردا دیروز به محض اینکه رسیدم خونه لباسامو عوض کرد...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط