پارت ۲۸۸
پارت ۲۸۸
گوشی رو قطع کردمو بلافاصله باهام تماس گرفته شد، لینو بود
~چیشد لینو ؟
لینو :آخرین جایی که گوشی خانم روشن بوده و ردیاب گرفته بیرون از شهر بوده توی جاده ی ..... چانیونگ هم ردیابی شد داخل ویلای ساحلیشه
~لينو الان باید برم دنبال هیونجین ، تو با بقیه برو سراغ چانیونگ ، لوکشین جایی که برای آخرین بار گوشی یونا ردیابی شده رو برام بفرست با هیون میریم اونجا
لینو :خیلی خب چیزی دستگیرمون شد بهت زنگ میزنم
~باشه ، باید برم خداحافظ
ماشین رو به راه انداختم و رفتم سمت بیمارستان ، بعد از اینکه هیون رو سوار کردم
به سمت لوکیشنی که فرستاده بود رفتم
-از لینو خبری نشد؟
~نه هنوز
-بریم پیش آقا بزرگ اون دزدیدتش
~فکر نکنم اون دزدیده باشه ، من به یکی دیگه شک دارم
_کی؟
~خانواده ی مارینو....جولیا
_لوکیشنو ببینم
گوشی رو دستش دادم که اخمی کرد و گفت:
_برو انبار متروکه ی کنار دریاچه..
گوشی رو قطع کردمو بلافاصله باهام تماس گرفته شد، لینو بود
~چیشد لینو ؟
لینو :آخرین جایی که گوشی خانم روشن بوده و ردیاب گرفته بیرون از شهر بوده توی جاده ی ..... چانیونگ هم ردیابی شد داخل ویلای ساحلیشه
~لينو الان باید برم دنبال هیونجین ، تو با بقیه برو سراغ چانیونگ ، لوکشین جایی که برای آخرین بار گوشی یونا ردیابی شده رو برام بفرست با هیون میریم اونجا
لینو :خیلی خب چیزی دستگیرمون شد بهت زنگ میزنم
~باشه ، باید برم خداحافظ
ماشین رو به راه انداختم و رفتم سمت بیمارستان ، بعد از اینکه هیون رو سوار کردم
به سمت لوکیشنی که فرستاده بود رفتم
-از لینو خبری نشد؟
~نه هنوز
-بریم پیش آقا بزرگ اون دزدیدتش
~فکر نکنم اون دزدیده باشه ، من به یکی دیگه شک دارم
_کی؟
~خانواده ی مارینو....جولیا
_لوکیشنو ببینم
گوشی رو دستش دادم که اخمی کرد و گفت:
_برو انبار متروکه ی کنار دریاچه..
- ۷.۹k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط