{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینست
دیده بگشا که مرا آمدنت تسکینست

تو که هم صحبت تنهایی، شب‌های منی
پس کجا مانده‌ای امشب که سحر نزدیکست

آمدی دیر چرا ای که رخت تسکینم
نکند قلب توام زخمی و دل چرکینست

عارضت سرخ چرا گشته چرا دلگیری
مونس من چه شده، از چه دلت خونینست

با که گویم سخن از درد که بی‌درد بود
آخر ای رحم خدایا، چه دلم سنگینست

چه شد ای غافله‌ی عمر کجا وا ماندی
خسته‌ام وقت سفر کردن این معشوقست

رو شبان بار سفر بند که اینک دنیا
بی‌وفایست که خود مستحق نفرینست.
دیدگاه ها (۴)

عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود...صورتت ماه قشنگ آسمانم می ...

لبم یاد لبت افتاد دلم در سینه ام لرزیدنبودی آتش سیگار فقط حا...

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مب...

ای چراغ دل تاریکم ! از این خانه مرو !آشنای تو منم، بر در بیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط