{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمین دشت شقایقهای پرپر

زمین دشت شقایقهای پرپر
وچشم آسمان از رفتنش تر
برای وسعتش دنیا قفس بود
به سمت عاشقی پر زد کبوتر
***
قلندر وار از درمان گذشتند
از آب وآتش وطوفان گذشتند
کبوترهای زخمی تشنه بودند
به نام عاشقی از جان گذشتند
***
در حنجره ی زمانه تابید اصغر
هی گریه نکرد! هی ننالید اصغر
دیگر نگران نباش آرام بگیر
آسوده تر از همیشه خوابید اصغر
***
زمین از اشتیاقش کم نمی کرد
غم نان گونه اش را نم نمی کرد
غم مشک وعلمدار آتشش زد
زمانه قامتش را خم نمی کرد
دیدگاه ها (۳)

خورشید بر این تیره مغاک افتاده ست؟یا بر سر نی ان سر پاک افتا...

هرگز نگذاشت تا ابد شب باشداو ماند که در کنار زینب باشدسجّاد ...

حرف دل آب را کجا می زد مشکسرتا سر کربلا صدا می زد مشکتیری آم...

چشمان زمین دوباره تر خواهد شدماه از سر شب بدون سر خواهد شدتا...

عباس لوای هفت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است او...

یه جایی خوندم...تنها بودن با تنهایی فرق میکنه...تنها بودن حا...

بست بر روی سر عمامه پیغمبر رارفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را...

ترجمه‌ی شعرهایی از سوران ندار

گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا با ترکیب اوقات شرعی کربلا ب...

محمد زهری

مجموعه پایان #استادشجاعی #مهدویت #ظهور #امام_زمان عج#امام_مه...

🚩زیارت قبول قهرمانِ وطن پای لانچر موندی برای وطن و مردمتتا ...

صـدو ده‌ مرتبه‌ گفتم‌ بعـلی‌ٍ بعـلی . . .پاسخ‌ آمد كِ فقط‌ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط