{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف دل آب را کجا می زد مشک

حرف دل آب را کجا می زد مشک
سرتا سر کربلا صدا می زد مشک
تیری آمد به قلب عباس (ع) نشست
چون طفل رباب دست و پا می زد مشک
#
جواد منفرد
یاد آور لحظه های دردند عمو
شبهای اسیری ام چه سردند عمو
دیشب سر نی فقط سرت را دیدم
آغوش تو را چه کار کردند عمو؟!
دیدگاه ها (۱)

زمین دشت شقایقهای پرپروچشم آسمان از رفتنش تربرای وسعتش دنیا ...

خورشید بر این تیره مغاک افتاده ست؟یا بر سر نی ان سر پاک افتا...

چشمان زمین دوباره تر خواهد شدماه از سر شب بدون سر خواهد شدتا...

(هفتاد و دو گل)جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید هفتاد ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_46+چی میگی مرتیکه اشتباهی او...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۰: صبحِ دردسرنور صبح آرام از میان پرده‌ها...

....پارت یازدهم.....

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت پنج: چند روز بعد، تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط