{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مافیا_عزیز_من

#مافیا_عزیز_من
#Part8
ذهن ت.و: یعنی میخواد چیکار کنه؟!

چشماتو میبندی و گوش هاتو میگیری. صدایی میاد. مثل صدای تیر.

چشماتو باز میکنی و یهو فلیکس تو رو بغل میکنه و از اونجا میرید بیرون. دستت رو درو گردنش حلقه میکنی.

فلیکس: آآآآ یه چیزی بپرسم؟!

ت.و: چی؟! بپرس!!!!

فلیکس: تو واقعا دوستم داری یا برای اینکه ترسیده بودی اونجوری گفتی؟!(شوکه شده بچه)

ت.و: دوست ندارم.

فلیکس: چی؟!

ت.و: عاشقتم.

فلیکس: باشه خب 😳!! آآآآ راستی چیزیت که نشده حالت خوبه؟!

ت.و: آره خوبم فقط خیلی خوابم میاد.

فلیکس: خوبه سالمی. باشه میبرمت اتاق.

میرید سمت اتاق. فلیکس آروم تورو رو ی تخت میزاره.

تو به خاطر اتفاقهای امروز سریع خوابت میبره.

فلیکس: شبت بخیر پرنسس کوچولو 🎀

فلیکس در از اتاق بیرون میره و در اتاق رو قفل میکنه. میخواست از امنیت اونجا مطمئن بشه. به یکی میگه

فلیکس: بگو ۵ تا از نگهبانا بیان.

فلیکس: کل این عمارتو میگردید اگه چیزی از دستتون بره کشتمتون.

نگهبانا: چشم 🫡🫡

خودش هم میره و اطرافو میگرده.

ذهن فلیکس: باورم نمیشه واقعا دوستم داره 😳!!!!

فلیکس در اتاق رو باز میکنه و میاد کنار تو میخوابه. آروم موهاتو نوازش میکنه و پیشونیت رو بوس میکنه و اونم پیش تو میخوابه.

تو بیدار میشی سعی میکنی تکون نخوری که بیدار نشه.

ذهن ت.و: واقعا قشنگه(فلیکس رومیگه)

کم کم فلیکس هم بیدار میشه. تو خودتو به خواب میزنی تا ببینی اون چیکار میکنه. آروم موهاتو نوازش میکنه و در گوشت میگه بیدار نمیشی قشنگم؟!

ت.و: صبح بخیر🥱🥱

فلیکس: صبحت بخیر پرنسس 🎀

فلیکس: پاشو صبحونه بخور میخوام ببرمت جایی.

ت.و: کجا؟! 😳

فلیکس: فعلا پاشو میفهمی.
قشنگامممممم اینم پارت بعدی لطفا حمایت شه🥹🙃
منتظر لایک ها و کامنت های زیباتون هستم💗🫂
دیدگاه ها (۴)

سلامممم به خوشگلاممممممم یه درخواستی ازتون دارم لطفا یکم زیا...

#مافیا_عزیز_من#Part7فلیکس: باهام میای؟! اخه نمیتونم تنهات بز...

#مافیا_عزیز_من#Part6فلیکس: امم اینجا اتاق دکتره یادته که. ت....

#مافیا_عزیز_من #Part2فلیکس: الان میخوام بگم میز غذا رو آماده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط