نامعشق یک طرفه
نام:عشق یک طرفه
پارت:آخر
جیمین:پسرا من بک حسایی به ا.ت دارم
جونگ کوک:واقعا؟
جیمین:آره
جین:این که خیلی خوبه برو بهش بگو
جیمین:مشکل همینه نمیدونم چطوری بهش بگم
تهیونگ:چطوری نمیخواد که خیلی عادی برو بهش بگو
جیمین:ولی مطمئنم اون از من خوشش نمیاد شایدم بدشم بیاد عشقم یک طرفست(ناراحت)
شوگا:اشتباه میکنی معلومه اون دوست داره
جین:راست میگه تابلو که دوست داره یعنی تا الان نفهمیدی؟
جیهوپ:بعد از اینکه ما رفتیم بهش اعتراف کن
جیمین:ولی....
نامجون:ولی نداره تو که میگی دوسش داری اونم دوست داره پس حله دیگه
جیمین:باشه
که ا.ت صدامون زد
ویو ا.ت
چیدن میز تموم شد رفتم صداشون زدم
ا.ت:پسرا بیاین شام شام آمادست
اعضا:باشه
رفتیم نشستیم و شروع به خوردن غذا کردیم
تهیونگ:دست پختت حرف نداره زن داداش
جیهوپ:راست میگه خیلی خوشمزست
ا.ت:نوش جان(لبخند)
جونگ کوک:بنظر میاد یه رقیب پیدا کردی جین هیونگ
جین:کوک خفه شو پسرم
شوگا:بسکنین دیگه شامتونو بخورین
میخواستم از خنده بترکم بزور جلوی خندم رو گرفتم خیلی باحالن شاممنون تموم شد پسرا هم دیگه رفتن منم رفتم ظرفارو شستم جیمینم تلویزیون نگاه میکرد
ا.ت:جیمین دارم میرم اتاقم کاری نداری؟
جیمین:نه برو
رفتم اتاقم لباسمو عوض کردم یه لباس خواب پوشیدم که در زده شد
ا.ت:بیا تو
جیمین اومد داخل
جیمین:ا.ت میخوام باهات حرف بزنم
ا.ت:اول بیا بشین
اومد کنارم رو تخت نشست
ا.ت:خب حالا بگو
جیمین:م.من.من....
ا.ت:تو چی؟
جیمین:م.من دوست دارم
شکه شدم چیییی دوسم داره؟من فکر میکردم دوسم نداره
جیمین:مثل اینکه تو دوشم نداری(تاراحت)
پاشد بره که دستش رو گرفتم و بغلش کردم
ا.ت:منم دوست دارم فکر میکردم تو دوسم نداری
جیمین:من عاشقتم میمیرم برات
ا.ت:(خنده)
کنار هم رو تخت خوابیدیم
جیمین:یادمه گفتی یک آرمی هستی
ا.ت:آره آرمی هستم
جیمین:بایست کیه؟
دوست داشتم یکم حسودی کنه پس
ا.ت:جونگ کوک با اون پیرسینگ هاش اون تتو هاش اصلا اوفففف
جیمین:چی؟(عصبی)
پشت بهم خوابید
ا.ت:الان مثلا قهر کردی؟
جیمین:.......
ا.ت:موچیییییی
جیمین:..........
ا.ت:بابا شوخی کردم در اصل تو بایسمی فقط میخواستم یکم حسودی کنی نمیدونستم قهر میکنی
جیمین:واقعا؟
ا.ت:آره . حالاهم بیا بغلم که بخوابیم(لبخند)
جیمین:باشه(لبخند)
اون ها از اون به بعد در سختی ها و مشکلات پشت هم بودن و هیچوقت پشت هم رو خالی نکردن و چند سال بعد خدا بهشون یک پسر و یک دختر داد و این خانواده تا آخر عمر کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کردن
پایان
پارت:آخر
جیمین:پسرا من بک حسایی به ا.ت دارم
جونگ کوک:واقعا؟
جیمین:آره
جین:این که خیلی خوبه برو بهش بگو
جیمین:مشکل همینه نمیدونم چطوری بهش بگم
تهیونگ:چطوری نمیخواد که خیلی عادی برو بهش بگو
جیمین:ولی مطمئنم اون از من خوشش نمیاد شایدم بدشم بیاد عشقم یک طرفست(ناراحت)
شوگا:اشتباه میکنی معلومه اون دوست داره
جین:راست میگه تابلو که دوست داره یعنی تا الان نفهمیدی؟
جیهوپ:بعد از اینکه ما رفتیم بهش اعتراف کن
جیمین:ولی....
نامجون:ولی نداره تو که میگی دوسش داری اونم دوست داره پس حله دیگه
جیمین:باشه
که ا.ت صدامون زد
ویو ا.ت
چیدن میز تموم شد رفتم صداشون زدم
ا.ت:پسرا بیاین شام شام آمادست
اعضا:باشه
رفتیم نشستیم و شروع به خوردن غذا کردیم
تهیونگ:دست پختت حرف نداره زن داداش
جیهوپ:راست میگه خیلی خوشمزست
ا.ت:نوش جان(لبخند)
جونگ کوک:بنظر میاد یه رقیب پیدا کردی جین هیونگ
جین:کوک خفه شو پسرم
شوگا:بسکنین دیگه شامتونو بخورین
میخواستم از خنده بترکم بزور جلوی خندم رو گرفتم خیلی باحالن شاممنون تموم شد پسرا هم دیگه رفتن منم رفتم ظرفارو شستم جیمینم تلویزیون نگاه میکرد
ا.ت:جیمین دارم میرم اتاقم کاری نداری؟
جیمین:نه برو
رفتم اتاقم لباسمو عوض کردم یه لباس خواب پوشیدم که در زده شد
ا.ت:بیا تو
جیمین اومد داخل
جیمین:ا.ت میخوام باهات حرف بزنم
ا.ت:اول بیا بشین
اومد کنارم رو تخت نشست
ا.ت:خب حالا بگو
جیمین:م.من.من....
ا.ت:تو چی؟
جیمین:م.من دوست دارم
شکه شدم چیییی دوسم داره؟من فکر میکردم دوسم نداره
جیمین:مثل اینکه تو دوشم نداری(تاراحت)
پاشد بره که دستش رو گرفتم و بغلش کردم
ا.ت:منم دوست دارم فکر میکردم تو دوسم نداری
جیمین:من عاشقتم میمیرم برات
ا.ت:(خنده)
کنار هم رو تخت خوابیدیم
جیمین:یادمه گفتی یک آرمی هستی
ا.ت:آره آرمی هستم
جیمین:بایست کیه؟
دوست داشتم یکم حسودی کنه پس
ا.ت:جونگ کوک با اون پیرسینگ هاش اون تتو هاش اصلا اوفففف
جیمین:چی؟(عصبی)
پشت بهم خوابید
ا.ت:الان مثلا قهر کردی؟
جیمین:.......
ا.ت:موچیییییی
جیمین:..........
ا.ت:بابا شوخی کردم در اصل تو بایسمی فقط میخواستم یکم حسودی کنی نمیدونستم قهر میکنی
جیمین:واقعا؟
ا.ت:آره . حالاهم بیا بغلم که بخوابیم(لبخند)
جیمین:باشه(لبخند)
اون ها از اون به بعد در سختی ها و مشکلات پشت هم بودن و هیچوقت پشت هم رو خالی نکردن و چند سال بعد خدا بهشون یک پسر و یک دختر داد و این خانواده تا آخر عمر کنار هم با خوبی و خوشی زندگی کردن
پایان
- ۹.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط