{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#دوپارتی
"پارت ۱"

(وقتی...)

*هانا خواهر بنگچان از گروه استری کیدز است و ا.ت عضو نهم گروه استری کیدز است پس ا.ت و هانا باهم دیدار هایی تا کنون داشته اند.*

*ساعت 8 شب*
*ا.ت و اعضا در حال ضبط موسیقی در اتاق صدا بودند که هانا در زد و ا.ت او رو دید.*

سلام، هانا کوچولو![ا.ت با لبخند گفت]
_سلام، ا.ت... اومم... بد موقع اومدم؟[هانا زمزمه وار گفت]
نه، بنگچان الان میاد پیشت[با کمی حسادت پاسخ داد]
_باشه پس منتظر میمونم.[با لبخند منتظر بنگچان ماند]

ویو ا.ت: من به صورت ناز هانا نگاه میکنم و بعد به سمت اعضا رفتم که شنیدم هانا با بنگچان درمورد چیزی زمزمه میکنند و بیشتر احساس حسادت کردم.

ویو چان: هانا درمورد علاقش به ا.ت به من گفت و من او را راهنمایی کردم چگونه به ا.ت اعتراف کند که هانا لبخند زد و با اعتماد به نفس تازه ای به سمت ا.ت رفت.

ویو هانا: من با ا.ت به اتاقی رفتیم تا کسی آنجا نباشه و من بتوانم به او اعتراف کنم.
دیدگاه ها (۳)

#سناریو#دوپارتی"پارت ۲" "پارت آخر"(وقتی...)*هانا به ا.ت نگ...

#سناریو#تکپارتی #درخواستی (وقتی باهم به سفر رفتید...) ویو سو...

#سناریو #تکپارتی(وقتی...)(ا.ت و هانا هر دو دختر هستند‌.)*ا.ت...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط