ادامه پارت
𝖒𝖆𝖋𝖎𝖆 𝖒𝖆𝖘𝖐..ادامه پارت 2
با کوبش پرونده ها روی میز فریادی نسبتا بلند زد
" لعنتیییییی یه بار دیگه از دستم در رفتتتت
* یوری آروم باش
" چجوری آروم باشم سای؟ چجوری آروم باشم در حالی که اون عوضی داره دونه دونه نقشه زیباش رو عملی میکنه چطوررر!!!!
تن صداش از کنترلش خارج شده بود
لعنت بهش . تمام وجودش آتیش میگرفت وقتی به این موضوع که اون قاتل زنده است فکر میکرد..
£ حق با سای عه یوری ..تو باید آروم باشی با خشم چیزی حل نمیشه
جنیس درحالی که روی صندلی مینشست مانیتور رو روشن کرد
£ اون فرد هر کی که باشه.
توانایی از هوش بالایی برخورداره..
" هه..
با تمام وجودش سعی میکرد اون خشم غیر قابل تحمل رو کنترل کنه و تا حدودی موفق هم شد تا اینکه ..
• لعنتت بهشششششششش
با کوبش در اورگلو با چهره خشمگین وارد شد و روی مبل لم داد
آنقدر عصبی بود که قفسه سینه اش مدام بالا و پایین میشد .
* تو چته دیگه!؟
سای با چشم های سوالی به اورگلو نگاه کرد..
• اون عوضی
* اون عوضی؟
• آره اوننننن آه لعنت بهش.. رفتم تا جسد رو
بیارم ولی ریس کی بهم اجازه نداد گفت تا یوری و جنیس نیومده آن وارد اتاق نشو
اهههههههه توف تو روحشششش
" هی هی.. آروم باش گاگول ممکنه بشنوه
اورگلو تن صدای رو پایین نیاورد با فریاد بیشتری هم داد زد
• بزار بشنوه! بعدشم صدا خودت تا اون سر پایگاه میومد
یوری یک باره خشمش شدت گرفت . به اندازه کافی بخاطر اون قاتل عصبی بود و حالا اورگلو..
" اورگلو خفه شو تا خفت نکردم
دختر کوچک اورگلو کوتاه نیومد بلکه با صدای بلند تر از یوری فریاد زد
• بیا خفه کن ببینم چی کار میکنی
" میکشمتتتت
یوری با سرعت به طرف مبلی که اورگلو روش لم داده بود رفت و تقربیا درگیر موهای همدیگه شدن
صدای جیغ، داد و فوش هاشون اتاق رو پر کرده بود .
سای و جنیس که تمام این رفتار ها براشون یه امر عادی بود فقط مشغول کارشون شدن..
• تو حتی نمیتونی از پس یه مونده ساده بر بیای-
ادامه....
یوری
#نقاب_مافیا
با کوبش پرونده ها روی میز فریادی نسبتا بلند زد
" لعنتیییییی یه بار دیگه از دستم در رفتتتت
* یوری آروم باش
" چجوری آروم باشم سای؟ چجوری آروم باشم در حالی که اون عوضی داره دونه دونه نقشه زیباش رو عملی میکنه چطوررر!!!!
تن صداش از کنترلش خارج شده بود
لعنت بهش . تمام وجودش آتیش میگرفت وقتی به این موضوع که اون قاتل زنده است فکر میکرد..
£ حق با سای عه یوری ..تو باید آروم باشی با خشم چیزی حل نمیشه
جنیس درحالی که روی صندلی مینشست مانیتور رو روشن کرد
£ اون فرد هر کی که باشه.
توانایی از هوش بالایی برخورداره..
" هه..
با تمام وجودش سعی میکرد اون خشم غیر قابل تحمل رو کنترل کنه و تا حدودی موفق هم شد تا اینکه ..
• لعنتت بهشششششششش
با کوبش در اورگلو با چهره خشمگین وارد شد و روی مبل لم داد
آنقدر عصبی بود که قفسه سینه اش مدام بالا و پایین میشد .
* تو چته دیگه!؟
سای با چشم های سوالی به اورگلو نگاه کرد..
• اون عوضی
* اون عوضی؟
• آره اوننننن آه لعنت بهش.. رفتم تا جسد رو
بیارم ولی ریس کی بهم اجازه نداد گفت تا یوری و جنیس نیومده آن وارد اتاق نشو
اهههههههه توف تو روحشششش
" هی هی.. آروم باش گاگول ممکنه بشنوه
اورگلو تن صدای رو پایین نیاورد با فریاد بیشتری هم داد زد
• بزار بشنوه! بعدشم صدا خودت تا اون سر پایگاه میومد
یوری یک باره خشمش شدت گرفت . به اندازه کافی بخاطر اون قاتل عصبی بود و حالا اورگلو..
" اورگلو خفه شو تا خفت نکردم
دختر کوچک اورگلو کوتاه نیومد بلکه با صدای بلند تر از یوری فریاد زد
• بیا خفه کن ببینم چی کار میکنی
" میکشمتتتت
یوری با سرعت به طرف مبلی که اورگلو روش لم داده بود رفت و تقربیا درگیر موهای همدیگه شدن
صدای جیغ، داد و فوش هاشون اتاق رو پر کرده بود .
سای و جنیس که تمام این رفتار ها براشون یه امر عادی بود فقط مشغول کارشون شدن..
• تو حتی نمیتونی از پس یه مونده ساده بر بیای-
ادامه....
یوری
#نقاب_مافیا
- ۳.۳k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط