ویو راوی
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:1
"ویو راوی"
نیویورک ،8:22 pm
اتاق رنگ خاکستری و تاریکی به خود گرفته بود...صدای بارون به گوش می رسید...
مرد درحالی که گلس شرابش را در دست داشت به اون فیلم ف.اکینگ نگاه میکرد..
پسری عضله ای،جذاب که پیرسینگی گوشه لبش داشت
دستش آغشته به تتو...و خون..
پوزخندی محو گوشه لب مرد شکل گرفت.
+پسره احمق...انقدر برای کشتنش عجله داشتی؟
کیم، به بدن آغشته به خون دختر بلوند و زیبا در فیلم نگاه کرد...صورت رنگ پریده دختر بی حرکت بود ...ولی پر از ترسی که بر آن چهره زیبا مانده بود.
کیم لپ تاب را بست و کمی از شرابش نوشید
+جئون جونگکوک...23 ساله...اهل گانگنام کره...اینجا تو آمریکا چه غلطی میکنی آخه..آه..باورم نمیشه مجبورم این بچه رو بخاطر اون شرکت لعنتی بازی بدم
-----------------------------------------------------
جونگکوک روی تخت ولو شد..نفسش بزور بالا میومد،هنوز صدای جیغ های بلند و گوش خراش دختر در گوش هایش مانند عذابی او را آزار میداد.
___________________________________
اینم پارت یک
حمایت فراموش نشه خوشگلا ✨🎀
part:1
"ویو راوی"
نیویورک ،8:22 pm
اتاق رنگ خاکستری و تاریکی به خود گرفته بود...صدای بارون به گوش می رسید...
مرد درحالی که گلس شرابش را در دست داشت به اون فیلم ف.اکینگ نگاه میکرد..
پسری عضله ای،جذاب که پیرسینگی گوشه لبش داشت
دستش آغشته به تتو...و خون..
پوزخندی محو گوشه لب مرد شکل گرفت.
+پسره احمق...انقدر برای کشتنش عجله داشتی؟
کیم، به بدن آغشته به خون دختر بلوند و زیبا در فیلم نگاه کرد...صورت رنگ پریده دختر بی حرکت بود ...ولی پر از ترسی که بر آن چهره زیبا مانده بود.
کیم لپ تاب را بست و کمی از شرابش نوشید
+جئون جونگکوک...23 ساله...اهل گانگنام کره...اینجا تو آمریکا چه غلطی میکنی آخه..آه..باورم نمیشه مجبورم این بچه رو بخاطر اون شرکت لعنتی بازی بدم
-----------------------------------------------------
جونگکوک روی تخت ولو شد..نفسش بزور بالا میومد،هنوز صدای جیغ های بلند و گوش خراش دختر در گوش هایش مانند عذابی او را آزار میداد.
___________________________________
اینم پارت یک
حمایت فراموش نشه خوشگلا ✨🎀
- ۲.۰k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط