چرا این کارو کردمگاد
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:2
+چرا این کارو کردم...گاد...
پسرک از روی تخت با خستگی بلند شد و سمت دستشویی داخل اتاق رفت.
چراغ کم نور را با یک کلیک روشن و به چهره خسته اش در آینه خیره شد...آشفتگی اش کاملا معلوم بود..
حس عجیبی داشت..ولی نه درمورد اون دختر...چی در انتظارش بود.؟..اون حس ف.اکی چی بود؟
آرام خندید..و کم کم خنده آرومش بلند تر شد طوری که حالا هستریک میخندید..
مشتی به آینه برخورد کرد و تکه های آینه روی زمین سرد دستشویی پراکنده شد.
قطراتی قرمز رنگ روی زمین سقوط میکردند ...ولی دردی حس نمیشد.
+تقصیر اونه..اون عصبانیم کرد...
در با کلیکی آروم باز شد.
-کوک! صدای چی بود؟!
پسری با موهای طلایی وارد شد,قد نسبتا کوتاهی داشت ولی چشمانی سرد.
پسر سمت دستشویی راه افتاد و به اون فاجعه خیره شد...تعجبی نکرد.. چون عادت داشت به افتضاحاتی که اون جئون احمق به بار میآورد
-به یکی میگم بیاد این کثیفی رو جمع کنه،از دستت داره خون میاد کوک
جونگکوک بهش نگاه کرد
+هیونگ.. ایندفعه تقصیر من نبود..اون ه.رزه خودش مجبورم کردـ
-خفه شو ...اون دست ک.یری تو بشور و حاضر شو...از این خراب شده میریم
جونگکوک فحشی زیر لب به پسر خاله اش داد
همیشه حرف ،حرف اون پارک عوضی بود.. ولی تنها کسی بود که برای جونگکوک مونده بود.
---------------------------------------------------
منتظر نظراتتون هستم 🎀✨
part:2
+چرا این کارو کردم...گاد...
پسرک از روی تخت با خستگی بلند شد و سمت دستشویی داخل اتاق رفت.
چراغ کم نور را با یک کلیک روشن و به چهره خسته اش در آینه خیره شد...آشفتگی اش کاملا معلوم بود..
حس عجیبی داشت..ولی نه درمورد اون دختر...چی در انتظارش بود.؟..اون حس ف.اکی چی بود؟
آرام خندید..و کم کم خنده آرومش بلند تر شد طوری که حالا هستریک میخندید..
مشتی به آینه برخورد کرد و تکه های آینه روی زمین سرد دستشویی پراکنده شد.
قطراتی قرمز رنگ روی زمین سقوط میکردند ...ولی دردی حس نمیشد.
+تقصیر اونه..اون عصبانیم کرد...
در با کلیکی آروم باز شد.
-کوک! صدای چی بود؟!
پسری با موهای طلایی وارد شد,قد نسبتا کوتاهی داشت ولی چشمانی سرد.
پسر سمت دستشویی راه افتاد و به اون فاجعه خیره شد...تعجبی نکرد.. چون عادت داشت به افتضاحاتی که اون جئون احمق به بار میآورد
-به یکی میگم بیاد این کثیفی رو جمع کنه،از دستت داره خون میاد کوک
جونگکوک بهش نگاه کرد
+هیونگ.. ایندفعه تقصیر من نبود..اون ه.رزه خودش مجبورم کردـ
-خفه شو ...اون دست ک.یری تو بشور و حاضر شو...از این خراب شده میریم
جونگکوک فحشی زیر لب به پسر خاله اش داد
همیشه حرف ،حرف اون پارک عوضی بود.. ولی تنها کسی بود که برای جونگکوک مونده بود.
---------------------------------------------------
منتظر نظراتتون هستم 🎀✨
- ۱.۹k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط