Luckybloody
Lucky-bloody#
پارت ۳۳
دستتو میبری سمت پات که یهو دستتو سفت میگیره
+گفتم دست نزن
-تو گفتی به زخمت دست نزنم نه به خودت
+الان میگم به خودمم......
یهو یه چیزی کرد تو دهنت و ولت کرد
-بخورش ، نونه
از تو دهنت درش اوردی و دیدی واقعا نونه و بعد خوردیش
+فقط چون دلم نمیخواد باهات بحث کنم میزارم زخمم بسته بمونه
-افرین
+ساعت چنده؟
-سه و ربع
چشات درشت میشه
+واقعا؟
-انتظار داشتی چند باشه
+نه....فقط انتظار نداشتم انقد زمان زود بگذره
-تو انتظار هیچیو نداری
+هار هار.....میرم بیرون
-بگیر بخواب
+تازه ظهره چیچیو بخوابم
-مثلا مار نیشت زده احمق
+الاناست که هلیکوپتر برسه نباید بری بیرون که نفر اول سوار شی؟
-منم آخر از همه سوار میشم
+چقد جنتلمن
-جدی گفتم
+ولی من جدی نگفتم....خیلی احمقی که میزاری برای آخر ممکنه دیگه هلیکوپتر نیاد
-حداقلش اینه که دو تا احمق اینجا باقی میمونه
چشاتو ریز میکنی
+چرا دوتا احمق؟شاید تو جا شدی توشون
-توی هر هواپیما پنج نفر جا میگیرن و مام دقیقا شست و دو نفریم ، اگر هلیکوپتر دوازده بار بیاد و بخواد پنج نفرو سوار کنه شست نفرمون میرن و دو نفر باقی میمونه که اونم من و توییم
مکث*
+اممم....
-نفهمیدی چی شد؟
+خیلیم فهمیدم....ایکیوم ازت بالا تره
کوک پوزخند میزنه و سرشو تکون میده
-البته البته....
+ولی....تو واقعا میخوای آخر از همه سوار شی؟
سرشو تکون میده
-اره....که اگر یموقع دیگه هلیکوپتر نیومد دو تا جنس مخالف تو جزیره بمونن حداقل
+چرا مخالف حالا
-که نسلشون منقرض نشه
+هر هر....اونم با تو
-مگه من چمه
+هیچیت نیست....
روشو میکنه سمتت
-تو واقعا خجالت نمیکشی؟
نگاهش میکنی و بعد نگاهتو میدی یه سمت دیگه
+نه....از چی باید خجالت بکشم؟
-ازینکه داری با یه مرد در مورد تولید مثل حرف میزنی؟
پوزخند میزنی
+نخیر.....چون من میتونم از خودم مراقبت کنم و ضمنا مردا رو حیوون فرض نمیکنم که نتونن خودشونو کنترل کنن ....
-ولی چند ساعت پیش بهت ثابت شد که هم مردا میتونن حیوون بشن و هم تو نمیتونی از خودت مراقبت کنی
+خب.....اون استثنا بود چون هول شده بودم میدونی.....
یهو میاد جلو و دستاتو تو دستش قفل میکنه و میخوابونتت رو زمین،انقد سریع این کارو انجام داد که هول میشی و فقط تو چشاش نگاه میکنی
پوزخند میزنه
-دیدی نمیتونی کاری کنی.....تو همیشه در حال هول شدنی
بعدم از روت بلند میشه و نیزشو برمیداره
-میرم بیرون تا یچیزی بیارم بخوریم،وقت نهاره
هنوز دراز کشیده بودی و دستاتو مشت کرده بودی رو گردنت،تا چند دیقه همینجوری میمونی،یهو بلند میشی و شروع میکنی به زدن خودت
+من چم شده.....چرا عین اصکلا وایسادم و هیچکار نکردم.....وای گند زدم.....ریدم
همینجوری داشتی خودتو میزدی که کوک اومد تو
پارت ۳۳
دستتو میبری سمت پات که یهو دستتو سفت میگیره
+گفتم دست نزن
-تو گفتی به زخمت دست نزنم نه به خودت
+الان میگم به خودمم......
یهو یه چیزی کرد تو دهنت و ولت کرد
-بخورش ، نونه
از تو دهنت درش اوردی و دیدی واقعا نونه و بعد خوردیش
+فقط چون دلم نمیخواد باهات بحث کنم میزارم زخمم بسته بمونه
-افرین
+ساعت چنده؟
-سه و ربع
چشات درشت میشه
+واقعا؟
-انتظار داشتی چند باشه
+نه....فقط انتظار نداشتم انقد زمان زود بگذره
-تو انتظار هیچیو نداری
+هار هار.....میرم بیرون
-بگیر بخواب
+تازه ظهره چیچیو بخوابم
-مثلا مار نیشت زده احمق
+الاناست که هلیکوپتر برسه نباید بری بیرون که نفر اول سوار شی؟
-منم آخر از همه سوار میشم
+چقد جنتلمن
-جدی گفتم
+ولی من جدی نگفتم....خیلی احمقی که میزاری برای آخر ممکنه دیگه هلیکوپتر نیاد
-حداقلش اینه که دو تا احمق اینجا باقی میمونه
چشاتو ریز میکنی
+چرا دوتا احمق؟شاید تو جا شدی توشون
-توی هر هواپیما پنج نفر جا میگیرن و مام دقیقا شست و دو نفریم ، اگر هلیکوپتر دوازده بار بیاد و بخواد پنج نفرو سوار کنه شست نفرمون میرن و دو نفر باقی میمونه که اونم من و توییم
مکث*
+اممم....
-نفهمیدی چی شد؟
+خیلیم فهمیدم....ایکیوم ازت بالا تره
کوک پوزخند میزنه و سرشو تکون میده
-البته البته....
+ولی....تو واقعا میخوای آخر از همه سوار شی؟
سرشو تکون میده
-اره....که اگر یموقع دیگه هلیکوپتر نیومد دو تا جنس مخالف تو جزیره بمونن حداقل
+چرا مخالف حالا
-که نسلشون منقرض نشه
+هر هر....اونم با تو
-مگه من چمه
+هیچیت نیست....
روشو میکنه سمتت
-تو واقعا خجالت نمیکشی؟
نگاهش میکنی و بعد نگاهتو میدی یه سمت دیگه
+نه....از چی باید خجالت بکشم؟
-ازینکه داری با یه مرد در مورد تولید مثل حرف میزنی؟
پوزخند میزنی
+نخیر.....چون من میتونم از خودم مراقبت کنم و ضمنا مردا رو حیوون فرض نمیکنم که نتونن خودشونو کنترل کنن ....
-ولی چند ساعت پیش بهت ثابت شد که هم مردا میتونن حیوون بشن و هم تو نمیتونی از خودت مراقبت کنی
+خب.....اون استثنا بود چون هول شده بودم میدونی.....
یهو میاد جلو و دستاتو تو دستش قفل میکنه و میخوابونتت رو زمین،انقد سریع این کارو انجام داد که هول میشی و فقط تو چشاش نگاه میکنی
پوزخند میزنه
-دیدی نمیتونی کاری کنی.....تو همیشه در حال هول شدنی
بعدم از روت بلند میشه و نیزشو برمیداره
-میرم بیرون تا یچیزی بیارم بخوریم،وقت نهاره
هنوز دراز کشیده بودی و دستاتو مشت کرده بودی رو گردنت،تا چند دیقه همینجوری میمونی،یهو بلند میشی و شروع میکنی به زدن خودت
+من چم شده.....چرا عین اصکلا وایسادم و هیچکار نکردم.....وای گند زدم.....ریدم
همینجوری داشتی خودتو میزدی که کوک اومد تو
- ۸.۲k
- ۲۷ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط