عضو هشتم
عضو هشتم
درخواستی
part:²
رفتم سمت گوشیم که صدای زنگ گوشیم بلند شد میدونستم جیمینه سریع کار و کردم و اومدم بیزون که به صفحه گوشیم خیره موندم
۴پیام بی پاسخ از My love
سریع شمارش و گرفتم
که بعد چند بوق جواب داد
بوق
بوق
_الو؟
+چرا قطع کردیی؟؟( عصبی)
ویو رایا
متوجه عصبی بودنش شدم و سعی کردم خودم و اروم نشون بدم
_..حا.لم بد شد فقط همین
+چرا؟ هوم؟ رایا چی رو داری ازم مخفی میکنی؟
لحنش هنوز عصبی بود اما کم تر
_هیچی جیمین اه بس کن دیگع خیلی وقته ندیدمت گفتی امروز بریم بیرون پس بریمم؟؟
ویو جیمین
حس کردم که بحث رو داره عوض میکنه اما بی خیال شدم چون میدونستم حوصله بحث نداره
+باشه پس حاضر شو نیم ساعت دیگه اونجام
_باشهه بای
+باییی
ویو ات
به خودم نگاهی تو اینه کردم بغض داشتم نمی دونستم چرا اما
سعی کردم پنهونش کنم دستی روی شکمم کشیدم و لبخند زدم بهش عادت کرده بودم هر چی باشه ۴ ماه تو شکمم بوده!
ادامه دارد ..
درخواستی
part:²
رفتم سمت گوشیم که صدای زنگ گوشیم بلند شد میدونستم جیمینه سریع کار و کردم و اومدم بیزون که به صفحه گوشیم خیره موندم
۴پیام بی پاسخ از My love
سریع شمارش و گرفتم
که بعد چند بوق جواب داد
بوق
بوق
_الو؟
+چرا قطع کردیی؟؟( عصبی)
ویو رایا
متوجه عصبی بودنش شدم و سعی کردم خودم و اروم نشون بدم
_..حا.لم بد شد فقط همین
+چرا؟ هوم؟ رایا چی رو داری ازم مخفی میکنی؟
لحنش هنوز عصبی بود اما کم تر
_هیچی جیمین اه بس کن دیگع خیلی وقته ندیدمت گفتی امروز بریم بیرون پس بریمم؟؟
ویو جیمین
حس کردم که بحث رو داره عوض میکنه اما بی خیال شدم چون میدونستم حوصله بحث نداره
+باشه پس حاضر شو نیم ساعت دیگه اونجام
_باشهه بای
+باییی
ویو ات
به خودم نگاهی تو اینه کردم بغض داشتم نمی دونستم چرا اما
سعی کردم پنهونش کنم دستی روی شکمم کشیدم و لبخند زدم بهش عادت کرده بودم هر چی باشه ۴ ماه تو شکمم بوده!
ادامه دارد ..
- ۵۹۱
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط