{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکبر رسولی:

اکبر رسولی:
رفیقان یک به یک رفتند
مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند
گمان کردند که هم دردند
گره افتاده درکارم
به خودکرده گرفتارم
به جز درخود فرورفتن
چه راهی پیش رو دارم
دیدگاه ها (۱)

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

به خودکرده گرفتارم گره افتاده درکارم به کدامين درد گريه کنم

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط