{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
دیدگاه ها (۱)

در قنوتم ز خدا « عقل » طلب می کردم « عشق » اما خبر از گوشه ی...

در انتظـار تـو مـاندم_ نیـامدی امـا منم _ وَ آه غریبی _ که ب...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_27صبح هنوز کامل بالا نیامده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط