هیچ وقت غصهی گذشته رو نمیخورم

هیچ وقت غصه‌ی گذشته رو نمی‌خورم...
غصه‌ی اتفاق افتاده...
بدترین روزی رو که سال گذشته داشتم رو یادمه،
اما فقط یادمه...
مثل ا‌ون روز درد نمیکشم،
مثل اون روز اشک نمیریزم،
یه شبایی تو زندگیم اومدن که فکر کردم این آدم مچاله شده روی تخت دیگه تا صبح‌ دووم نمیاره!
ولی صبح شد...
یه روزایی تو‌ زندگیم اومدن که فک کردم عقربه‌ها دیگه قراره تکون نخورن،
ولی گذشت...
رد شد...
تموم شد...
اگر باور کنیم که هیچ چیزی توی زندگی دائمی نیست دیگه هیچ وقت غصه نمی‌خوریم...
چه اشک بریزیو خودت رو به در و دیوار بکوبی،
چه بخندیو قدم بزنی، دیگه نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی، همه چی میگذره...
پس غصه‌ی اتفاقی که افتاده رو هیچ‌وقت نخور رفیق...
دیدگاه ها (۱)

از همان اوایل سن نوجوانی خیلی از مادرها خودشان را موظف می‌دا...

اومده بودم تو حیاطِ آقاجون، نشستم بغلِ درخت توت سرمو تکیه دا...

• #Daydream روزمرگی احساس وحشتناکیست.ارام به زندگیمان وارد م...

ما آدمای برون گرا، یه دنیای کاملاً متفاوت با آدمای درون گرا ...

پارت ۱ عشق منویو ی هانایه روزه کسل کننده ی دیگه دوباره قراره...

زخم کهنه فصل ۲پارت ۶۵ همین نیست . اما دیگه چیزی نپرسید. چراغ...

از زبان ا/تبالاخره آقا جونگ کوک تشریف آوردن با حرص گفتم : خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط