{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

• #Daydream

• #Daydream
روزمرگی احساس وحشتناکیست.ارام به زندگیمان وارد میشود.طوری که اصلا احساسش نمیکنیم.کنار خوشیهایمان نفس میکشد.به خنده های از ته دلمان زل میزند و به احساس خوشبختیمان پوزخند حواله میکند و بعد دست به کار میشود.غفلت را سر میدهد روی حواسمان،و ما دیگر حواسمان نیست که چقدرخوشبختیم،احساس خوشبختی از خنده هایمان پاک میشود و جایش را به لبخندهای مصنوعی از سر بی حوصلگی میدهد.حواسمان نیست که حتی نفس کشیدنمان معجزه است و یادمان میرود که معجزه امری جادویی و خارق العاده است که باید از تصورش به هیجان بیاییم.حواسمان نیست و با خود فکر میکنیم خب که چه!
اما تنها چاره کارمان این است که با روزمرگی بجنگیم ان هم با سلاح خوداگاهی و تکرار،مثلا این بار که وسط خنده های از ته دلمان روزمرگی امد و نشست کنار ما و زیر گوشمان گفت خب که چه!بگوییم همین!همین زنده بودن،همین خندیدن با بهانه های کوچک ،زندگی من است روزمرگی جان!من یک انسان شادم که میدانم معجزه همین نبض رگ گردن من است،باقی ماجرا را میسپارم به خدایی که هرسال بهار هیچ جوانه ای را فراموش نمیکند.از تو چه پنهان روزمرگی جان"دل قوی میداریم ک سحر نزدیک است"
دیدگاه ها (۱)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

پروانه جان

____[The Forbidden Crossing]____

فیک : بین راندها

پروانه جان

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط