{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی نامجون

درخواستی نامجون
موضوع : اسلاید دوم

پارت اول



---


📖 عنوان: «جایی که دیگه منتظرت نبودم»


آوین همیشه از آدم‌های پر سر و صدا فراری بود.
سکوت، برایش شبیه خانه بود.
توی کافه‌ی کوچکی که کنار دانشگاهش بود، بیشتر از هر جایی احساس راحتی می‌کرد.
همیشه یک میز گوشه، یک لیوان چای دارچین، یک دفترچه یادداشت، و گوشه‌ای از دنیایی که بقیه نمی‌دیدند.

تا اینکه "او" آمد.

کسی که با همه‌ی آرامشش، سکوت دنیاش رو به هم ریخت.

نامجون.

پسر قدبلند، با عینک گرد و لهجه‌ی خارجی‌اش، اول فقط مشتری تازه‌ای بود که اسم قهوه‌ها رو اشتباه تلفظ می‌کرد. ولی کم‌کم شد بخشی از همان میز همیشگی آوین.

یک روز نشست کنارش و پرسید:

«این دفترتو می‌نویسی یا فقط باهاش فکر می‌کنی؟»

و آن روز، جهان آوین از همان لحظه شکافت.


---



آوین و نامجون با هم حرف می‌زدند؛ بی‌وقفه. درباره‌ی ادبیات فارسی، حافظ، فروغ، سعدی، درباره‌ی موسیقی، فلسفه، عشق و تنهایی.

او عاشق واژه‌ها بود، و آوین هم همینطور.

با هم شب‌های طولانی در خیابان انقلاب قدم زدند.
در کتاب‌فروشی‌ها غرق شدند.
در کافه‌ها شعر نو خواندند.
آوین بارها می‌دید چطور نگاهش به دنیا تغییر می‌کرد، چطور با لبخندهای نامجون، قلبش تندتر می‌زد.

اما هیچ‌وقت نگفت.
چون همیشه فکر می‌کرد شاید احساساتش یک‌طرفه باشد.

تا اینکه یک شب، نامجون گفت:

«اگه من جایی دیگه بودم، بازم پیدام می‌کردی؟»



آوین لبخند زد و گفت:

«من حتی بین هزار تا سکوت هم صدای قدم‌هات رو می‌فهمم.»




---



وقتی پروژه‌ی ادبی نامجون مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت، همه‌چیز عوض شد.

افراد جدید وارد زندگی‌اش شدند.
آدم‌هایی که پر از انرژی و بی‌توجه به عمق بودند.
زن‌هایی با خنده‌های پررنگ، آرایش‌هایی اغراق‌شده، و حرف‌هایی که فقط برای شنیده‌شدن گفته می‌شد، نه برای حس شدن.

آوین کم‌کم محو شد.
در حاشیه قرار گرفت.

دیگر پیام‌های نامجون کوتاه و سرد بود. برنامه‌هایشان دائم کنسل می‌شد. گاهی حتی روزها می‌گذشت و هیچ خبری از او نبود.

و هر بار که آوین با چشمانی منتظر به صفحه‌ی گوشی نگاه می‌کرد، در دلش یک بخش دیگر می‌مرد.

تا اینکه یک شب...

«نمی‌دونم هنوز همون آدمم که بتونه کنارت باشه.»



تمام چیزی که آوین نوشت، فقط این بود:

«فقط بدون که همیشه بودم. حتی وقتی نبودی.»

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم ( اخر ) آوین رفت. بی‌هیاهو. بی‌اشک. بدون خداحافظی.س...

درخواستی تهیونگموضوع : اسلاید دوم پارت اول عنوان: «زیر آوارِ...

پارت دوم ( اخر )هوا کمی سردتر شده بود. اوایل پاییز بود و برگ...

درخواستی تهیونگموضوع : اسلاید دوم پارت اول عنوان: «زمزمه‌های...

Dₐᵣₖ ₗᵢfₑ𝐏𝐚𝐫𝐭 ①هوا پاییزی بود...کم کم برگ های درخت ها داشتن ...

زیبای من...p1

چند پارتی.....NEME : پیچ و خم در وینستونG_=در شبی تاریک و مه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط