{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم میگفت:

مادرم میگفت:
به دیوار تکیه کن،
ولی به مردها ، نه ...!
که دیوار اگر پشتت را خالی کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولی اگر مردی رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنی که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنی فاجعه...!
فاجعه زنیست که از دلداده گی ترسیده..!
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

Custom bride part : 7

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.سری از تاسف بابت ...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار اگ...

مادرم میگفت :به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار ا...

مادرم میگفت :به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار ا...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها، نه ...!که دیوار ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط