{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اینکه تمام تو سهمم نبود

با اینکه تمام تو سهمم نبود
نخواستم به غیر از تو عادت کنم

تـَهِ قصه رو خونده بودم ولی
قسم خورده بودم حماقت کنم

من ازبس نگاهم به چشم تو بود
ندیدم که غرق کدوم بازی ام

یه جوری توو این قصه زانو زدم
که حالا به مرگ خودم راضی ام
دیدگاه ها (۴)

پسر در پارک عاشق دختر شد...رفت و کنارش رو نیمکت نشست.....به ...

گـِلــہ اے نیــســْ ...خــودمـْ آرزو کــردمـْبــہ هــَر چــہ...

ﺍﮔــہ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻦ یہ ﻧََﻔـــــﺮ . .ﯾِﻬـــــﻮ ﻋَصبـــــے میشہ . ....

اصــــــلا از مـــــرڴ نمے ترسم... فقط تو یہ چیــــــز مونــ...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت۴۶

.......//برده ی زیبا//.......

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

رمان دخت من

KIM V

شاگرد لوس منپارت 22ته: اخ جوجه اینجوری ادامه بدی از دست میرم...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط