{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم انگیز ترین دل نوشته ی یه پسر که تا الان خوندم:

غم انگیز ترین دل نوشته ی یه پسر که تا الان خوندم:
‎سیگارم را با جرقه ای روشن میکنم ویاد زندگیم می افتم
دو سه سال پیش بود اولین باری بود که گلوم با دود سیگار اشنا شد
از اون موقع ماهی ١-٢ نخ میکشیدم اونم چُس دود اصن سینه کش و اینا حالیم نبود که بچه بودم
گذشتو گذشت تا یک سال پیش که دیگه بیشتر بهش عادت کردم به چیزی که هفته ای یکی دو بار فیلترش با زبانم خیس میشد و با لبم احساسش میکردم و منتظر میماندم توتون قهوه ایش را خاکستری کنم همانند زندگی ام.
تا حدود شش ماه پیش که به تو حسی که داشتمو گفتم و تو مرا کنار گذاشتی.
از ان شب قهوه هایی که میخوردم و تا صبح خوابم نبرد و باز همانگونه زندگی ام را با سر درد ها و دل تنگی های متعدد ادامه دادم
دیدم اینطوری نمیشه سیگارهای عقابیم را به درون ریه فرو بردم اینگونه ارامش بیشتری داشتم
تصمیم گرفتم از سیگار هایی که میکشم ارشیوی از عکس های متفاوت درست کنم.
تا دو سه ماه پیش که دردهایم و فکر کردن به تو بیشتر دیوانه ام میکرد.
سر دردها بیشتر شد زندگی ام از رنگ خاکستری به سیاه تبدیل شد
دیگر آن مسیح قبل نبودم!
سیگار ها افزایش پیدا کرد قبل مدرسه!بعد مدرسه!با دوستان!تنهایی هایم!
تنها همدمم سیگاری بود که دیگر دودی ازش باقی نمیماند!
در طول این مدت حرف هایی که به من میزدی بیشتر عذابم میداد گریه های پنهانیم شب ها بیشتر میشد!
و حتی مجبورم کردی مواقعی که خانه تنها بودم توی تراس خانه و با اهنگ های سنگین سیگارم را روشن کنم.
در تراس خانه کاشی لب شکسته ای بود و با ان سیگارم را خاموش میکردم.
این داستان ادامه پیدا کرد تا زمانی که مجبور شدم تورا فراموش کنم.
تصمیم گرفتم دیگر با تو حرف نزنم تا شاید عذاب هایم کمتر شود.
دیگر کاشی لب شکسته ای نبود از این پس سیگار هایم را با دست خاموش میکردم.
دوستانم این ماجرا را فهمیدن و مجبور به ترک این عادتم کردن.
تا به خودم امدم دیدم به جایی رسیدم که پاکت های سیگار را روزانه مصرف می کردم و دیگر خبری از یکی دو نخ در ماه نبود همچنین ارشیو عکس هایم کامل شد
و حال تصمیم جدیدی گرفتم
خودکشی
من دیگر ان مسیح قبل نیستم!
نمی دانم چرا پاکتم تمام شد :)

#خودکشی
#دلنوشته
#شکست_عشقی
#مردن
#سیگار
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه مسلمانان عزیز فارسی زبانم 💐 💐 💐 💐

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟏جونگکوک که حسابی از این ادم کنارش بدش ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

تو...

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. 🪼  ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ.اسم مستعار و سنتون ( 𝘍𝘪𝘳𝘴𝘵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط