{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز امشب میان واژه ها انگار,

باز امشب میان واژه ها انگار,
درگیرم.............
من از این واژه های تلخ و تکراری,
دلگیرم............
شب رویا و کابوسش,
تن تب دار و درمانش.............
طلوع صبح و بیداری,
من و تکرار تنهایی.........
هوای تازه و نم دار,
شکایت های بس غم دار.............
دل بی تاب یک عاشق,
نوای ناله های دل........
کبوترهای آزادش,
رها ، در اوج ، بر بامش...........
من و این زورق تنها,
تو و این ناخدایی ها..........
حضور تازه ی فانوس,
و قلبم با غمت مأنوس............
سخن از آرزوهایم,
نهان در قلب ،رویایم.............
هوای دیدنت در دل,
امید ِعاشق بیدل.........
دوباره بیقراریهای یک نامه,
دوباره این من ِ درگیر یک ناله..........
و باز هم انتهای شب........
سکوت سرد و اجباری,
خداحافظ........
و دلداری,
امیدم، بودن ِ فردا.........
بهانه,
خواب و یک رویا...............
دیدگاه ها (۷)

کسی دیگر نمی کوبد, در این خانه ی متروک ویران را............

به خودم قول می دهم دیگر دلم برایت تنگ نشود....... قول می ده...

دلم می خواهد گریه کنم...داد بزنم....گله کنم.... اما کسی نمی ...

دستانم به نوشتن نمیرود...............!! انگار چیزی جلوی م...

...

از میسونگ می‌نویسی اسمات و خب دیگه خودت می‌دونی زیبا ✨#درخوا...

یادگاری از عشقp⁷جونگکوک که حشری شده بود سمت ا.ت رفت از زیر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط