{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Illegal marriage

╭╌┄
Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۵

ایزابلا«پس می‌خوای جای خدا رو بگیری؟»
ولادیمر«نه! فقط میخوام عدالت رو اجرا کنم... اونجایی که خدا یادش رفته...»
ایزابلا«و تو خودت تصمیم میگیری مجازاتش چی باشه؟»
ولادیمر«آره!»
ایزابلا«اگه من بگم ولش کن چی؟»
ولادیمر چند لحظه نگاهش کرد...یه نگاه سرد... ولی تهش یه چیزی شبیه انتظار
ولادیمر«میگی ولش کن؟ با اون همه کاری که باهات کرد؟»
ایزابلا«نمیگم! فقط میخوام بدونم اگه بگم، گوش میدی؟»
ولادیمر«...آره...گوش میدم، فقط برای تو!»
ایزابلا چند لحظه به چشمان ولادیمر نگاه کرد و بعد نگاهش را برگرداند، به سمت جایی که پدرش را برده بودند....
ایزابلا«نمیگم ولش کن»
ولادیمر«چرا؟»
ایزابلا«چون لایق بخشش نیست... اون مامانم رو کشت ،مجبورم کرد با کسی که خودش ندیده تاحالا ازدواج کنم منو تهدید کرد......چرا باید بهش رحم کنم؟»
ولادیمر چند قدم به سمتش آمد و دستش را دور کمر ایزابلا حلقه کرد... این بار محکم ولی نه آنقدر که درد بگیرد فقط محکم به اندازه‌ای که ایزابلا بفهمه اون کنارشه...
ولادیمر«پس بذار من کاری که باید بکنم رو بکنم...»
ایزابلا «نمیخوام ببینمش یا اینکه صداش رو بشنوم ...فقط میخوام بدونم داره عذاب میکشه...همین برام کافیه...»
ولادیمر لبخند سردی زد...لبخندی که فقط خودش می‌دانست معنیش چیست!
ولادیمر«بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی عذاب میکشه... قول میدم!»
ایزابلا با کنجکاوی پرسید«باهاش چی کار میکنی؟ »
ولادیمر همین جور که داشت راه میرفت جواب داد«تو میخوای وه جوری عذاب بکشه؟....شکن꙳جه روانی یا جسمی؟»
ایزابلا مکثی کرد بعد پرسید«نمیدونم....»
ولادیمر یکم فکر کرد و گفت«چرا اصرار داشت با من ازدواج کنی و پول گیرش بیاد؟ »
ایزابلا شونه هاشو بالا انداخت و گفت«نمیدونم، شاید چون یه غده نمیدونم چی چی توی کلیه اش داره پول عملشون نداشت»
ولادیمر با خونسردی تمام ولی یک مقدار شیطانی جواب داد«پس چطوره مجانی براش اون غده در بیارم ولی خب چون پولشو نداره از بیحسی و مواد بیهوشی استفاده نمیکنم، اینجوری تاوان کارشو پس میده»
ایزابلا«اینجوری همون اول میمیره که»
ولادیمر«نه،توی بخش شکن꙳جه جراح ماهر دارم، قبلا هم این کارو کردم فقط درد میکشه، دکترا نمیزارن بمیره»
ایزابلا چند لحظه خشکش زد و بعد ناخوداگاه خنده اش گرفت
ولادیمر«به چی میخندی؟ »
ایزابلا«هیچی، فقط یه مافیا روانی که شوهرمه داره درمورد روند شکن꙳جه پدریم به خونسرد ترین حالت ممکن توضیح میده و منم دارم انتخاب میکنم کدوم شکن꙳جه رو انجام میده... »

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊
دیدگاه ها (۳)

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۶ ولادیمر با...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۴ پدر ایزابلا حالا د...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۳ ولادیمر ب...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 57 ولادیمر چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط