{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختري پشت يک هزار تومنينوشته بود؛

دختري پشت يک هزار تومنينوشته بود؛
پدر معتادم براي همين پولي که پيش توست مرا يک شب به دسته صاحب خانه مان سپرد
خدايا چقدر ميگري شب اول قبر بزاري قبل از اين که تو سوال کني من ازت بپرسم چرا..؟
دیدگاه ها (۲)

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

مردی که در کنارم بود

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

🖤 معارفه | «قلبی در قلمرو دشمن»او جونگ‌کوک بود؛۲۲ ساله، رئیس...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

تقدیم حضرت جانانم🌻💖💖🌻من شیفته‌ی شیوه‌ی بینظیرِ تو در رفاقت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط