{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه هفت🍷🔪


بلاخره چند نفر رفتن جلو و جداش کردن

پسره رو انقدر زده بود که دیگه توانی تو بدنش نمونده بود

اومد سمتم
ترسیده عقب رفتم که دستمو گرفت

کشید سمت ماشین
از بین جمعیت عبور میکرد

خجالت می‌کشیدم سرمو بالا بیارم
در ماشین و باز کرد و با خشونت پرتم کرد توی ماشین

خودش ماشین و دور زد

نشست پشت فرمون ، اول سرشو گذاشت روی فرمون
نفس نفس میزد

با بغض صداش کردم
+کوروش ؟

جوابمو نداد ، جرعت گرفتم و دوباره گفتم
+اونطور که فکر...

نزاشت چیزی از دهنم بیاد بیرون
با پشت دستش محکم کوبید توی دهنم

مات موندم
تاحالا منو نزده بود

صدای خش دار و بمش بلند شد
_صداتو نشنوم بی وجود! نشنوم صداتو....

به قطره اشک از چشمم ریخت
سرشو از روی فرمون برداشت
ماشین و روشن کرد و پاشو گذاشت روی گاز

حالا علاوه بر استرس خونه استرس داشتم که تصادف کنیم
وحشیانه داشت رانندگی میکرد
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه هشت🍷🔪از استرس قلبم داشت می اومد ت...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه نه🍷🔪دستمو گرفت و به زور سمت خونه ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه شیش🍷🔪انگار که همه میدونستن چیکار ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه پنج🍷🔪آروم از اتاق پرو بیرون رفتم ...

P41بهش نگاه می‌کرد.جیزل:سرم درد میکرد قرص خوردمبهش نزدیک شد....

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

P17مدتی توی آغوش هم بودند.نفس های دختر منظم شده بود.موهای دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط