{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه هشت🍷🔪


از استرس قلبم داشت می اومد توی دهنم
چرا آنقدر با سرعت رانندگی میکرد؟
بغض کرده بودم

لبم می‌سوخت
میدونستم زخمی شده بود
ضرب دستش خیلی سنگین بود

اگه دست روم بلند میکرد هیچ موقع نمیبخشیدمش

سرمو برگردوندم
عمه چی به سرعت از جلوی چشمام رد میشد و اجازه دید چیزی رو نمی‌داد

آروم هق زدم
حلقه ی اشکی که توی چشمام جمع شده بود باعث شد همه چیز و تار ببینم

رسیدیم
راه چهل دقیقه رو تو یه ربع اومد
پیاده شد

نمی‌خواستم پیاده بشم
منتظر موند پیاده بشم وقتی دید پیاده نمیشم خودش در سمت منو باز کرد

دستمو گرفت و انداختتم پایین
+جلوی چشمام ه ر بازی در میاری بعد انتظار داری نازتو بکشم؟؟

ناباور نگاهش کردم
لقبی که بهم داده بود خیلی سنگین برام تموم شد
منی که هیچ گناهی نداشتم
تنها گناهم این بود که بیرون وایسادم تا بیاد

خجالت می‌کشیدم
دیدگاه ها (۳)

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

برده عمارت جئون

I'm not jealouspart 46_اونم برای بعد پرنسس..فعلا باید بریم خ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆      ۲ پارتچند دقیقه بود که ه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

پارت ۱۸:خب فکر کنم عاشقت شدم Will i fill i love you

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط