{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جام بلند شدم رفتم سمت پنجره ک رو ب باغ بود اع اینا ک ب

از جام بلند شدم رفتم سمت پنجره ک رو ب باغ بود اع اینا ک بیشتر شدن یه فکر شوم ب سرم زد یکمی اذیتشون کنم .
گوشیمو برداشتم و از سر عمد فلششو روشن کردم و یه عکس ازشون گرفتم همون لحظه کامران (پسر خالم) منو دید و ب بردیا اشاره کرد اونم سمت من برگشت و با جدییت گفت:مگه دستم بهت نرسه دختره ی شیطون .
اداشو در آورم و رفتم سراغ کمدمو سریع آماده شدم قسمتی از رمانم پیج اینستاگرامleily_rzy6
دیدگاه ها (۱)

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

ترکم نکن

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

پارت ۲۹😋😋😋✌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط