نه در بهار پر از عشق آمدی
نه در بهار پر از عشق آمدی
و نه در تابستان پر التهاب...
پاییز را مطمئن بودم که میایی
میایی تا دست در دست هم
کوچه و خیابان های شهر را
زیر باران های گاه و بی گاهش
بر روی برگ های بر باد رفته قدمی بزنیم
اما نیامدی...
تا تنها امیدم به زمستان پر از درد باشد
زمستانی که همیشه فصل
رفتن بود،تا آمدن...
و نه در تابستان پر التهاب...
پاییز را مطمئن بودم که میایی
میایی تا دست در دست هم
کوچه و خیابان های شهر را
زیر باران های گاه و بی گاهش
بر روی برگ های بر باد رفته قدمی بزنیم
اما نیامدی...
تا تنها امیدم به زمستان پر از درد باشد
زمستانی که همیشه فصل
رفتن بود،تا آمدن...
- ۷.۱k
- ۰۳ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط