جوک ۹۳
جوک ۹۳
برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !
من بچه بودم یادمه ۳ماه گریه کردم واسم یه شمشیر پلاستیکی خریدن،
آخرشم با همون منو میزدن
.
.
.
.
.
جوک ۹۳
بچه برادرم دو سالشه جز آهنگ هوایی شدی محسن یگانه با چیز دیگه ای نمیرقصه
والا ما بچه بودیم برامون دست که میزدن کل طول وعرض اتاقو یورتمه میرفتیم . . . !
.
.
.
بچه فامیلمون اوقات فراغتشو با کلاس پیانو و تبلتش پرمیکنه
ما بچه بودیم :
با بالش خونه میساختیم یه ذره نون و آب برمیداشتیم ساعتها میرفتیم اون تو
.
.
..
.
.
.
بعد 22 ﺳﺎﻝ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺯﯼ ﺯﯼ ﮔﻮﻟﻮ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﻪ
ﺩﺭﺍﮐﻮﻻ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ ،ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ:
ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ
ﺍﺻﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻦ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ
.
.
.
جوک سال ۹۳
پسرخاله ام ۱۱سالشه دیشب پرسید چطوری میتونم یه گجت طراحی کنم ؟
من تو سن این بودم بزرگترین سوالم این بود بروسلی قویتره یا جکی چان
.
.
.
جوک سال ۹۳
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟم ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮐﻪ ۳ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﺭ ﺯﺷﺘﻪ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭبیار !
ﺑﭽﺶ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ
.
.
پسر داییم ۸ سالشه
چندوقت پیش دلیل و نحوه درست استفاده از اپلیکیشن های تبلت رو واسمون توضیح میداد
اونوقت من ۸ سالم بود خروسارو میزدم که مرغارو اذیت نکن
.
.
.
پسره ۱۵ ساله نوشته یک ماه و نیمه کسی عاشقانه بوسم نکرده !
من آخرین بوسم ماله ۲ سالگیم بود داییم ماچم کرد
بعدم پرتم کرد هوا یادش رفت منو بگیره
.
.
.
انقدر بچه ها رو کلاس میفرستن
که اگه از یه بچه سه ساله بپرسی منو چندتا دوست داری ؟
جوابتو با یه انتگرال سه گانه توی سیستم استوانه ای میده
ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒِ مادر ﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ :
ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾـــﻦ ﭼــﯿــﻪ ؟!
ﺁﺩﻡ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺨﺪﺍ
.
.
.
تو فیلما نشون میده بچه هه گم میشه
مامانش ۲۰ سال اتاقشو دست نخورده نگه داشته
من یه بار ۳ روز رفتم اردو
برگشتم دیدم اتاقم شده انباری !
.
.
.
.
.
ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﭽﺶ ﺧﻮﺷﮕﻞ میشه !
ﻣﺎﻣﺎن ﻣﻨﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﺘﻪ منو ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﮔﻔﺖ : ﮐﻮ ؟؟ ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ ، ﻣﻦ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﭼﯽ ﺷﺪ ؟
.
.
.
جوک سال ۹۳
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت …
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه …
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد !
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده
.
.
.
.
چند روز پیش واسم خواستگار اومده بود مامانم خیلی زود ردش کرد رفت ؛
بهش گفتم : واسه چی اینجوری ردش کردی ؟
گفت : کسی که تورو میخواد حتما مورد داره !
واقعا اینم خونوادس که ما داریم ؟!
!
.
.
.
جوک سال ۹۳
گفتم بذار یه ذره خودمو واسه مامانم لوس کنم ، گفتم : ماماااان ! گفت : بله ؟
گفتم : وقتی من به دنیا اومدم تو و بابا چه حسی داشتین ؟!
گفت : هیچی والا ، یه بدبختی به بدبختیامون اضافه شد !
مهر و محبت مادری تو خونه ی ما موج میزنه ،
تورو خدا تعارف نکنیناااا ، هروقت کم آوردین بیاین قرض بگیرین !
.
.
.
تو خونه ما عطسه کنی کسی نمیگه عافیت باشه
همه میگن بیا ، بفرما ، لُخت گشتی سرما خوردی
.
.
.
توی این فیلما و سریالای خارجیا
همه به هم خیانت کنن ، هیچیشون نمیشه
ولی اگه بچهشون مسابقه داشته باشه
پدر خانواده نره مسابقهشو ببینه؛ بنیان خانوادشون به باد میره !
.
.
.
چنوخت پیش تو خونه یه هفته مریض بودم و حالم خیلی بد بود اصن یه وضی !
بابام با حالت بغض گفت پسرم نکنه سرطان داری ؟
مامانم از اونور داد زد نه بابا ما از این شانسا نداریم !
بالاخره یه روزی میفهمم مامان واقعیم کیه
!
.
.
.
دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت : اجازه هست بیام تو ؟
منم گفتم نه الان وقت ندارم …
آره دیگه خونه ما اینجوریاس ؛
فقط قراره آخر هفته بزرگای فامیل بیان خونمون جمع بشن
بابامو قانع کنن که از ارث محرومم
.
.
.
آقا مانیتورمون خراب شده بود برداشتم ببرم بدم درستش کنن ،
مامانم گفت بالا سر یارو وایسا عکس عروسی اینا توشه
.
.
.
مکالمه مامانم و بابام :
مامانم : چای میخوری برات بریزم ؟
بابام : آره خانوم ، دستت درد نکنه
مامانم : دخترم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار
.
.
.
.
یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ،
امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم !
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ،
اونیکه نوشته مرگ موش ت وش گزه ،
اونیکه نوشته صابون توش شکلاته !
من قبل از زنگ زدن
برادرزادم دیروز گریه کرد واسش تبلت خریدن !
من بچه بودم یادمه ۳ماه گریه کردم واسم یه شمشیر پلاستیکی خریدن،
آخرشم با همون منو میزدن
.
.
.
.
.
جوک ۹۳
بچه برادرم دو سالشه جز آهنگ هوایی شدی محسن یگانه با چیز دیگه ای نمیرقصه
والا ما بچه بودیم برامون دست که میزدن کل طول وعرض اتاقو یورتمه میرفتیم . . . !
.
.
.
بچه فامیلمون اوقات فراغتشو با کلاس پیانو و تبلتش پرمیکنه
ما بچه بودیم :
با بالش خونه میساختیم یه ذره نون و آب برمیداشتیم ساعتها میرفتیم اون تو
.
.
..
.
.
.
بعد 22 ﺳﺎﻝ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺯﯼ ﺯﯼ ﮔﻮﻟﻮ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﻪ
ﺩﺭﺍﮐﻮﻻ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ ،ﺑﻠﮑﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ:
ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ
ﺍﺻﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻦ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ
.
.
.
جوک سال ۹۳
پسرخاله ام ۱۱سالشه دیشب پرسید چطوری میتونم یه گجت طراحی کنم ؟
من تو سن این بودم بزرگترین سوالم این بود بروسلی قویتره یا جکی چان
.
.
.
جوک سال ۹۳
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟم ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮐﻪ ۳ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﺭ ﺯﺷﺘﻪ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭبیار !
ﺑﭽﺶ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ
.
.
پسر داییم ۸ سالشه
چندوقت پیش دلیل و نحوه درست استفاده از اپلیکیشن های تبلت رو واسمون توضیح میداد
اونوقت من ۸ سالم بود خروسارو میزدم که مرغارو اذیت نکن
.
.
.
پسره ۱۵ ساله نوشته یک ماه و نیمه کسی عاشقانه بوسم نکرده !
من آخرین بوسم ماله ۲ سالگیم بود داییم ماچم کرد
بعدم پرتم کرد هوا یادش رفت منو بگیره
.
.
.
انقدر بچه ها رو کلاس میفرستن
که اگه از یه بچه سه ساله بپرسی منو چندتا دوست داری ؟
جوابتو با یه انتگرال سه گانه توی سیستم استوانه ای میده
ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒِ مادر ﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ :
ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾـــﻦ ﭼــﯿــﻪ ؟!
ﺁﺩﻡ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺨﺪﺍ
.
.
.
تو فیلما نشون میده بچه هه گم میشه
مامانش ۲۰ سال اتاقشو دست نخورده نگه داشته
من یه بار ۳ روز رفتم اردو
برگشتم دیدم اتاقم شده انباری !
.
.
.
.
.
ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﭽﺶ ﺧﻮﺷﮕﻞ میشه !
ﻣﺎﻣﺎن ﻣﻨﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﺘﻪ منو ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﮔﻔﺖ : ﮐﻮ ؟؟ ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ ، ﻣﻦ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﭼﯽ ﺷﺪ ؟
.
.
.
جوک سال ۹۳
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت …
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه …
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد !
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده
.
.
.
.
چند روز پیش واسم خواستگار اومده بود مامانم خیلی زود ردش کرد رفت ؛
بهش گفتم : واسه چی اینجوری ردش کردی ؟
گفت : کسی که تورو میخواد حتما مورد داره !
واقعا اینم خونوادس که ما داریم ؟!
!
.
.
.
جوک سال ۹۳
گفتم بذار یه ذره خودمو واسه مامانم لوس کنم ، گفتم : ماماااان ! گفت : بله ؟
گفتم : وقتی من به دنیا اومدم تو و بابا چه حسی داشتین ؟!
گفت : هیچی والا ، یه بدبختی به بدبختیامون اضافه شد !
مهر و محبت مادری تو خونه ی ما موج میزنه ،
تورو خدا تعارف نکنیناااا ، هروقت کم آوردین بیاین قرض بگیرین !
.
.
.
تو خونه ما عطسه کنی کسی نمیگه عافیت باشه
همه میگن بیا ، بفرما ، لُخت گشتی سرما خوردی
.
.
.
توی این فیلما و سریالای خارجیا
همه به هم خیانت کنن ، هیچیشون نمیشه
ولی اگه بچهشون مسابقه داشته باشه
پدر خانواده نره مسابقهشو ببینه؛ بنیان خانوادشون به باد میره !
.
.
.
چنوخت پیش تو خونه یه هفته مریض بودم و حالم خیلی بد بود اصن یه وضی !
بابام با حالت بغض گفت پسرم نکنه سرطان داری ؟
مامانم از اونور داد زد نه بابا ما از این شانسا نداریم !
بالاخره یه روزی میفهمم مامان واقعیم کیه
!
.
.
.
دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت : اجازه هست بیام تو ؟
منم گفتم نه الان وقت ندارم …
آره دیگه خونه ما اینجوریاس ؛
فقط قراره آخر هفته بزرگای فامیل بیان خونمون جمع بشن
بابامو قانع کنن که از ارث محرومم
.
.
.
آقا مانیتورمون خراب شده بود برداشتم ببرم بدم درستش کنن ،
مامانم گفت بالا سر یارو وایسا عکس عروسی اینا توشه
.
.
.
مکالمه مامانم و بابام :
مامانم : چای میخوری برات بریزم ؟
بابام : آره خانوم ، دستت درد نکنه
مامانم : دخترم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار
.
.
.
.
یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ،
امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم !
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ،
اونیکه نوشته مرگ موش ت وش گزه ،
اونیکه نوشته صابون توش شکلاته !
من قبل از زنگ زدن
- ۱۳.۸k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط