{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۷

ویو راوی
نورا با دهن پر به تهیونگ گفت

+تو نمیخوری ؟ ( دهن پر )

_ نه قشنگم تو بخور

+مطمئنی؟

_ اره

ولی نورا دست بردار نبود گیلاسی رو از توی ظرف برداشت و سمت تهیونگ گرفت و گفت

+بخور

_ نمیخوام بیبی ( خنده )

+بخور دیگه بخور بخوررر

نورا با هر بار اصرارش گیلاس رو نزدیک تهیونگ میکرد که یک دفعه تهیونگ دست نورا رو کشید و صورتشو به صورت نورا نزدیک کرد هر دو چشماشون رو بستن و منتظر بوسه ای گرم روی لب هاشون بودن که زنگ در مانع این کار شد

_ ای خدااااا این وقت صبحونه کیهههه ؟

+ بزار برم ببین کیه ( خنده )

نورا از روی تخت بلند شد و رفت سمت در و از چشمی در به بیرون نگاه کرد و با لارا مواجه شد ، تهیونگ از اتاق گفت

_ کیه بیب ؟

+لاراست

نورا اینو گفت و در رو باز کرد و با قیافه حیرون لارا مواجه شد

+ سلام چیشده چرا اینقدر هولی ؟

× بدو زود حاضر شو زود باش

+چیشده ؟

×سارا دردش گرفته لوکاس هم رفته سرکار

+مگه هفته بعد قرار نبود زایمان کنه

×نمیدونم بدو حاضر بدو دیگهههه

+باشه باشه وایسا

نورا به سرعت رفت بالا و از کمدش لباسی برداشت و پوشید تو همین حال تهیونگ رفت سمت در

_ سلام

× سلام تهیونگ .....ببخشید مزاحم شدم

_ نه بابا....... چیزی شده؟

× سارا درد زایمانش گرفته داریم میریم پیشش

_ خب میخوایین برسونمتون بیمارستان نه تاکسی هست .......فقط رفتید چاپخونه به لوکاس بگید زود بیاد بیمارستان

_ باشه حتما

نورا سریع اومد و با لارا از خونه خارج شدن

+خدافظ شوهری

_ خدافظ بیب

نورا و لارا با تمام سرعتشون رفتن پیش سارا و رسوندنش بیمارستان ، سارا رو بردن اتاق عمل و نورا و لارا پشت در منتظر موندن ، بعد از چند دقیقه ای مینار هم بهشون پیوست و هر سه منتظر موندن ................

شرط
۶ کامنت
دیدگاه ها (۰)

پرواز قوها اسلاید دوم لباس خواب نورا اسلاید سوم لباس خواب ته...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۶ ویو راوی نورا با...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۳ ویو راوی نورا در ...

رمان " پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت معرفی * نورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط