{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو سرم رو به دوران می‌اندازی و تموم دنیارو روی شونه‌هام م

تو سرم رو به دوران می‌اندازی و تموم دنیارو روی شونه‌هام می‌ریزی. تو من رو نگه می‌داری و تموم غم‌های دنیارو از چشم‌هام به درونم می‌ریزی. اما هنوز هم وقتی از دور نگاهت می‌کنم، همه چیزِ درونم وجودت رو ستایش میکنه.





.
.




ولكننی لما وجدتک راحلاً
بكيت دماً حتى بللت به الـثرى
هنگامی که تو را درحال رفتن دیدم
خون گریستم، تا آنجا که زمین تر شد.
[منسوب به قیس بن ملوح، یا همون مجنون]

بهمنِ چهارصد و دو
دو و سی هفت بامداد
دیدگاه ها (۶)

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

🍒🌱این‌روزا که یک‌دفعه پا می‌ذاری وسط فکر و خیالم، بدجور بهم ...

#اشک حسرت #پارت ۷۱آسمان : متعجب از حرف امید گفتم : جواب من ...

P16شکوفه اشک‌و‌خون..خیلی عصبی بودم جلوی بابام قراره اجرا کنم...

تلخ شده p8

هوس کردم امشب اندازه تموم این روزا گریه کنم!بیا حرف بزنیم ، ...

🎋🍃💚رویایم ک ت باشی 🌈کشی مثل تورو دیگ پیدا نمیکنم🌈رویایم ک ت ...

پارت۱۵(دردعشق)

شیطان

رمان جونگ کوک{ زندگی دوباره } پارت ۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط