من عاشق شدم
من عاشق شدم
پارت (25)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(ته ها دراز میکشه تو رخته خوابش)
ته ها:اوففف امروز واقعا روز بدی بود
چرا آخه باید دقیقا میرفتم تو اون کافه ای که هه سو کار میکنه
(گوشی ته ها زنگ میخورد)
ته ها:الو
مین جونگ:الو رئیس منم
ته ها:هی برا چی بهم زنگ زدی؟
مگه نگفتم دیگه بهم زنگ نزن
اصلا برا چی رئیس صدام میکنی
من دیگه رئیس شما نیستم
مین جونگ:ر...رئیس لطف_
ته ها:به من نگو رئیس
(ته ها گوشیشو میندازه زمین و روی تختش دراز میکشه)
ته ها اینارو تو ذهنش میگه:دیگه نمیتونم دارم دیوونه میشم
فردا باید حتما برم دیدن هه سو
*فردا صبح*
^ته ها از رخت خوابش بلند میشه و به طرف دستشویی میره تا صورتشو بشوره^
(ته ها میره حموم)
ته ها اینارو تو ذهنش میگه:یعنی واقعا میتونم برم پیش هه سو؟؟
یعنی هه سو منو یادشه؟
اوففف نمیدونم
ته ها لباساشو میپوشه و به بیرون میره
"ته ها به طرف کافه میرود"
ته ها:پوف باید برم تو
"ته ها به توی کافه میرود"
خانم لونا:خوش اومدین
ته ها:ممنون
"ته ها هرچی اینور و اونور و نگاه میکنه هه سو رو نمیبینه"
خانم لونا:اممم... آقا دنبال کسی میگردید؟
ته ها:عا... نه
خانم لونا:آهان خوب چی میل دارید
ته ها:یه شیک لطف کنید بدید
خانم لونا:چشم
ته ها شیکشو میگیره و از مغازه بیرون میره
ته ها:فاک یبار برا اولین بار خودمو کوچیک کردم میخواستم برم دوباره دل یه نفر رو به دست بیارم
"ته ها به خونه اش میره"
.............
تا اینجا خوندی؟قلب بالا رو هم قرمز میکنی زیبا تا پارت بعد رو بزارم🥹💗🌸
پارت (25)
☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(ته ها دراز میکشه تو رخته خوابش)
ته ها:اوففف امروز واقعا روز بدی بود
چرا آخه باید دقیقا میرفتم تو اون کافه ای که هه سو کار میکنه
(گوشی ته ها زنگ میخورد)
ته ها:الو
مین جونگ:الو رئیس منم
ته ها:هی برا چی بهم زنگ زدی؟
مگه نگفتم دیگه بهم زنگ نزن
اصلا برا چی رئیس صدام میکنی
من دیگه رئیس شما نیستم
مین جونگ:ر...رئیس لطف_
ته ها:به من نگو رئیس
(ته ها گوشیشو میندازه زمین و روی تختش دراز میکشه)
ته ها اینارو تو ذهنش میگه:دیگه نمیتونم دارم دیوونه میشم
فردا باید حتما برم دیدن هه سو
*فردا صبح*
^ته ها از رخت خوابش بلند میشه و به طرف دستشویی میره تا صورتشو بشوره^
(ته ها میره حموم)
ته ها اینارو تو ذهنش میگه:یعنی واقعا میتونم برم پیش هه سو؟؟
یعنی هه سو منو یادشه؟
اوففف نمیدونم
ته ها لباساشو میپوشه و به بیرون میره
"ته ها به طرف کافه میرود"
ته ها:پوف باید برم تو
"ته ها به توی کافه میرود"
خانم لونا:خوش اومدین
ته ها:ممنون
"ته ها هرچی اینور و اونور و نگاه میکنه هه سو رو نمیبینه"
خانم لونا:اممم... آقا دنبال کسی میگردید؟
ته ها:عا... نه
خانم لونا:آهان خوب چی میل دارید
ته ها:یه شیک لطف کنید بدید
خانم لونا:چشم
ته ها شیکشو میگیره و از مغازه بیرون میره
ته ها:فاک یبار برا اولین بار خودمو کوچیک کردم میخواستم برم دوباره دل یه نفر رو به دست بیارم
"ته ها به خونه اش میره"
.............
تا اینجا خوندی؟قلب بالا رو هم قرمز میکنی زیبا تا پارت بعد رو بزارم🥹💗🌸
- ۱۴.۷k
- ۲۱ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط