{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترسناک ترین کابوس

ترسناک ترین کابوس
پارت ۳


چرا بچشو فرستاد کشوری که خیلی ازش دور باشه
البته قراردادی که بسته بودن مال ۱۴ سالگی دختر کوچولوش بود


فلش بک به جدایی کوک

لارا. جیغ
کوک که دلش یهو خالی شد فهمید که اون عاشق شده اونم عاشق کسی که ازش می‌خاست دزدی کنه

روزا می‌گذشت و کوک و لارا بیشتر عاشق هم میشدن که لارا حامله میشه
وقتی با کوک میرع جنسیت بچرو بفهمه می‌فهمه که اون دختر حاملس
لارا فکر میکرد قراره با دختر کوچوشون خوب زندگی کنند اما نه

وقتی که کوک جلوی خودش از دختر عمه ای که داشت .ل.....ب.... گرفت و گفت دیگه نمیخوامت لارا نمی‌خواست دخترش حس بی پدر بودن بکشه
پس دخترشو فرستاد فرانسه
کشوری دور از کره روز طلاقشون مادر کوک اومد ولی اون طرف لارا رو گرفت و بهش کلی پول داد که بتونه زندگیشو بچرخونه
پایان فلش بک

لارا پاشد موهاشو بست و رفت تو اشپز خونه یه دونات خورد.
که صدای گوشیش در اومد اما با اسم مادر کوک تعجب کرد.

.......
دیدگاه ها (۳)

سلام میخام که یه کتاب کاور کنم ژانر ترسناک رو دارعاسمش هم زم...

زمستان مردگانپارت ۱ فصل اولبا همان ترس و ناامیدی که انگار قب...

ترسناک ترین کابوسپارت ۲کوک. به به موش کوچولو کجا قایم شده بو...

ترسناکترین کابوسپارت۱لارا بی سرو صدا وارد عمارت کوک شد که بر...

فیک کوک : بزرگ‌ترین مافیا

عشق دردناکp¹"ویو ا.ت"من توی عمارت جونگکوک زندگی میکنماون همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط