ترسناک ترین کابوس
ترسناک ترین کابوس
پارت ۲
کوک. به به موش کوچولو کجا قایم شده بود.پوزخند.
لارا.م.....من...من
کوک.اها تو راست میگی
کوک همین طور که موهاشو میکشید بردش بیرون
لارا. ولم کن هق هق غلط کردم.گریه .
کوک. اره جئون جونگ کوک نیستم همین امروز جمازتو بفرستم خونه مامان و بابات سر قبرت بنویسن ک......ش.....نه شده توسط جئون جونگ کوک خودمم میامم سر مراسمت خرما و حلوا تو با پول خودم میگیرم پخش میکنم.داد.
لارا .نه غ.... غلط کردم ا..... اشتباه کردم
کوک تفنگش برداشته
کوک. دیگه داری میری رومخم نظرت چیه همین الان بری اون دنیا
۱....۲...۳...
لارا. جیق.
لارا از خواب پاشد عرق از همه جاش چکه میکرد ترسیده بود یا استرس داشت
لارا. اون دیگه چه خوابی بود که من دیدم
.دستشو گذاشت رو قلبش
بعد از خیانت جونگ کوک یاد اولین باری که عاشق شدن اون غذیه هنوز براش عادی نشده بود و هرشب همین خواب ترسناک میدید
چرا........
لایک کن
پارت ۲
کوک. به به موش کوچولو کجا قایم شده بود.پوزخند.
لارا.م.....من...من
کوک.اها تو راست میگی
کوک همین طور که موهاشو میکشید بردش بیرون
لارا. ولم کن هق هق غلط کردم.گریه .
کوک. اره جئون جونگ کوک نیستم همین امروز جمازتو بفرستم خونه مامان و بابات سر قبرت بنویسن ک......ش.....نه شده توسط جئون جونگ کوک خودمم میامم سر مراسمت خرما و حلوا تو با پول خودم میگیرم پخش میکنم.داد.
لارا .نه غ.... غلط کردم ا..... اشتباه کردم
کوک تفنگش برداشته
کوک. دیگه داری میری رومخم نظرت چیه همین الان بری اون دنیا
۱....۲...۳...
لارا. جیق.
لارا از خواب پاشد عرق از همه جاش چکه میکرد ترسیده بود یا استرس داشت
لارا. اون دیگه چه خوابی بود که من دیدم
.دستشو گذاشت رو قلبش
بعد از خیانت جونگ کوک یاد اولین باری که عاشق شدن اون غذیه هنوز براش عادی نشده بود و هرشب همین خواب ترسناک میدید
چرا........
لایک کن
- ۲.۶k
- ۱۰ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط