تقویم هرکس در هر سال و باید خودش بنویسه...خودش طراحی کنه
تقویم هرکس در هر سال و باید خودش بنویسه...خودش طراحی کنه
مناسب با پیمان هاش.....
مهربونیهاش
از دست دادنهاش
تقویم هرکسی باید با دستهای خودش نوشته بشه...همون دستهایی که تو زمستون برای گرم شدنش تو دست کسی دیگه زنجیر شده بود؛
اصلن درست نیست کسی بشینه برای اینهمه آدم تقویم درست کنه....اون چه میدونه از روزی که کسی بیتابانه بعد از گذشت این همه سال تو دوازدهمین روز از هفتمین ماه سال با چه تشویشی دل به دریا زده و کلمه ی دوست دارم و تو چشمهای کسی دیگه زمزمه کرده؟!
چه میدونه از نخواستنها،؟! طرد شدن ها
نا امید بودنها؟!
از شبهایی که بی مساوات و نابرابر و گریز از تمام بی مروتی ها سرتو از درد بی کسی تو بالشت میکنی و کل دردتو اشک میکنی؟!
اون چه میدونه روز تابستون و گریز از گرما .....با اون زیر سایه ی درخت کهنسال نشستی و با اشتیاق بستنی یخی و گاز زدی و از تمام وقایع روزت گفتی؟!
چه میدونه از شب رفتنش وقتی مث بچه کودکی بی پناه کل دوست داشتنتو زآر میزدی؟!
چه میدونه از روزی که با دیگری دیدیش؟!
چه میدونه از خون گریه کردنها،
از دل کندن ها...جان کندن ها....از رفتن ها....
اصلن باید هر نفر ....اخرین روز از هرسال.....گوشه ای کافه ای دنج به دور از هیاهو بشینه و تقویم سال آینده ی خودشو تنظیم کنه.....
ماهگردها،
سالگردها...
از دست دادنها
به دست اوردنها.....
مناسب با پیمان هاش.....
مهربونیهاش
از دست دادنهاش
تقویم هرکسی باید با دستهای خودش نوشته بشه...همون دستهایی که تو زمستون برای گرم شدنش تو دست کسی دیگه زنجیر شده بود؛
اصلن درست نیست کسی بشینه برای اینهمه آدم تقویم درست کنه....اون چه میدونه از روزی که کسی بیتابانه بعد از گذشت این همه سال تو دوازدهمین روز از هفتمین ماه سال با چه تشویشی دل به دریا زده و کلمه ی دوست دارم و تو چشمهای کسی دیگه زمزمه کرده؟!
چه میدونه از نخواستنها،؟! طرد شدن ها
نا امید بودنها؟!
از شبهایی که بی مساوات و نابرابر و گریز از تمام بی مروتی ها سرتو از درد بی کسی تو بالشت میکنی و کل دردتو اشک میکنی؟!
اون چه میدونه روز تابستون و گریز از گرما .....با اون زیر سایه ی درخت کهنسال نشستی و با اشتیاق بستنی یخی و گاز زدی و از تمام وقایع روزت گفتی؟!
چه میدونه از شب رفتنش وقتی مث بچه کودکی بی پناه کل دوست داشتنتو زآر میزدی؟!
چه میدونه از روزی که با دیگری دیدیش؟!
چه میدونه از خون گریه کردنها،
از دل کندن ها...جان کندن ها....از رفتن ها....
اصلن باید هر نفر ....اخرین روز از هرسال.....گوشه ای کافه ای دنج به دور از هیاهو بشینه و تقویم سال آینده ی خودشو تنظیم کنه.....
ماهگردها،
سالگردها...
از دست دادنها
به دست اوردنها.....
- ۱.۱k
- ۱۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط