{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی را

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی را
یا تو بی من چه کنی آنهمه زیبایی را

کاش میشد که زمان را به عقب برگرداند
قدر ده سال نوک عقربه ها را چرخاند

تا تو از نو بنشینی سر میزی بامن
وتعارف که خودت چای بریزی یا من!

چای یا قهوه؟ مهم نیست، مهم؛ بودن بود
پلک در پلک، نگاه از تو و آه از من بود

سر میزی که همان لحظه ی پایانی را...
آسمانی همه تن ابری و بارانی را....

ولی اینبار بگوییم که باران زیباست
مثل شعریست زمستان،چه زمستان زیباست 
دیدگاه ها (۲)

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنمشرر...

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

میان دفتر شعرم ،......... مرا گم کردی و رفتی .'نوشتم بی" تـو...

مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهددرد من را چشم تو یکباره د...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط