{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قـول دادم به خودم غصه تراشےنکنم

قـول دادم به خودم غصه تراشےنکنم
فکر این را کـه تو باشےو نباشےنکنم

فکراین را که تو هر روز بیایے سر ظهر
روےگلـــدان دلـم آب بپاشے نکنم!

حوض این خاطره را گرچه پر از گِل شده است
قول دادم به خـودم بعد تو کاشےنکنم!

من پر از زخـم جـگرسوزم و باید بروم
که تو را اینهـمه درگیر حـواشےنکنم

امشب افســوس نشد برسرقـولم باشم
نشــد از فاصله ها غصه تراشےنکنم

گر تفنـــگے برسانند به من، نامردم
تا ســـحر مغز خودم را متلاشےنکننم! .
دیدگاه ها (۱)

به من حـق بـده دوسـت داشتنـتتنها راز زنـدگـے ام باشــــد...م...

گفته بودےکه چرا محو تماشاے منے؟! و آنچنان مات،که یکدم مژه بر...

گر بگویم با خیالت تا کجاها رفته اممردمان این زمانه سنـگسارم ...

مے‌بویم گیســــوانت راتا فرشتــه‌ها حســـودے کنندشانه مے‌زنم...

part ⁴²+ بغضم رو قورت دادم و گفتم « گ... گفت ~ با خودش گفت چ...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط