دل تنگـــــم. دلتنگ برای یک ملاقـات ساده...

دل تنگـــــم. دلتنگ برای یک ملاقـات ساده...

برای آغوشــــی گرم و محکم...
بوســــه‌های پرالتهاب...
دست در دست قــــدم زدن‌هایِ بی‌انتها...
پچ‌پچ‌های در گوشـی...
دوره‌همی‌ها و خنـده‌های از ته دلش...
یکی دو فیلم در سالن سینــــما...
خیابــان‌گـردی و لذت خریــدش...
حتی دلتنگِ یک فلافل از کثیف‌ترین ساندویچی شهــــر...
دلتنگ تکیه‌ زدن بر شیشــــه‌ی اتوبوس و چُرت لحظه‌ای‌ِ وامانده‌اش...

من دلم تنــــگ است، برای روزهایی که هراسی نبود از لمـــس مشتـرک یک شیِ بی‌جان...
برای یکی دوجین آرامش بی‌وقفــــه...
برای بی‌دغدغــــه نشستن، روی نیمکــــتِ پارکی که قبل از ما، صدها و صد مهمان داشته...
دلتنگ برای روزمرگی‌های ســـاده‌امان...

کــــاش روزهای بــــد و بلاگرفته‌امان به سرعت بروند، و روزهای خــــوبِ نیامده، بیایند و بمانند و رفتن را از خاطــــر ببرند...

ما مدت هاست برای میزبانی از روزهای خوش، نقشـــه کشیده‌ایم.
و ای کاش در این ناامیــــدی و دلســــردی قدم رنجه کنند و پایان دهنــــد این انتظار را...

کاش رویِ خوشِ زندگی، رخی نشان دهد...
دیدگاه ها (۹)

good night 🌉

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

قولی که شکستی 💗 بعد از مدتی، ا.ت از جایش بلند شد و به سمت آش...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 11چشم‌هاش برای لحظه‌ای ر...

^.The Law of Violence.^

{محکوم به لمس } part ۳۱ 杂交种هیوگا لبخند زد به یاد دارویی که ...

💬 کامنت آرمی: تولد گرفتن وسط تور چه حسی داره؟🐥 جیمین: فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط