{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part36

نزاشت ادامه بدم و بلند شد صورتش قرمز شده بود و رگ کنار گردنش باد کرده بود عصبی غرید:خفه شو دختره هرزه نادون رفتی پیش اون حرومی آره؟ چی بهت گفته راجب منننن چی زررر زده

دویید سمت در که از لباسش محکم گرفتم

من:نه نه اون چیزی نگفته با کیمیا کاری نداشته باشه خواهش میکنم سعید جوننن ماری کاریش نداشته باش

سرجاش وایستاد

سعید:چطور جرعت کردی که جون خواهر منو قسم بدی دختره دری.ده

بغض داشت خفم میکرد
اومدم حرف بزنم که اشکام سرازیر شدن

من:اره دیگه هی بهم بگو هرزه وهرچیکه دوسداری بهم بگو من توی اون پارتی لعنتی با پای خودم رفتم ولی نخواستم که اون اتفاق بیوفته چرا هی بهم سرکوفت میزنی

وحشت زده اومد جلو و بقلم کرد
مغزم میگفت خودتو از بقلش بکش بیرون و و بزنش ولی قلبم نه آروم بود
آروم

سعید:ببخشید من اصن منظوری نداشتم نفس

صورتمو گرفت توی دستاشو گونمو بوسید تمام بدنم گرفت با این بوسه

اروم از بازوهام گرفت و نشستم روی صندلی جلوی پام دوزانو زد و با چشمای نگران لب زد:خوبی

سری تکون دادم

سعید:چرا انقد کیمیا برات مهمه؟

من:چون بهترینو و خاص ترینو تنها رفیقمه

نیشخنده مسخره ای زد... ..
دیدگاه ها (۳)

دقیقا همینه👍

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part35 ولی یهویی تعادلمو از دست دادموافتادم ت...

شاهزاده دوست داشتنی من

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۶ادامه: جکی: این.....این دیگه چه نوع آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط