بارانی ام

بارانی ام ...

و خدا نیز شانه هایم را

به زمین، پای بند کرده!

بارانی ام ...

محراب اشک هایم، نور ...

دستی بکش و ذکری بخوان!

تا آیه های روشن عشق، چشمانم را

از نم ترنّم احساس، شستشو دهد

دعایی بخوان ...

دلم تا خدا، برای خدا

تنگ است، عجیب تنگ ...
دیدگاه ها (۱)

در مسجد آغوشت، به نماز عشق ایستاده ام!قبله ام، روی نکویت!محر...

تمام"دنیــــــــــا هم ڪه بگـویند تو ماڸ مݧ نیستـی...

اگه عشقتیهوییبی دلیل..بگه نمیخوامت..بگه باهات قهرم.بگه دوستت...

نمیدانم که بعدازمن،توهم تنها شدی یانهپریشان واسیرِ شب نخفتن ...

P22🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

P23🍯لارا«دست و پاهام خیلی درد میکرد اون نگهبانه خیلی بد پرتم...

پارت دوم:داستان از دیدگاه یونگی: پشت پله فرار یه آپارتمان قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط